پنجشنبه ۱۹ بهمن رسید. قصدمان صعود قله ی هزار است. قله هزار  بلندترین قله ی استان کرمان و شرق کشور در ۱۰۰ کیلومتری جنوب شهر کرمان و در بخش راین قرار دارد. هزار ۹۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و از سمت غرب به کوه های لاله زار و از سمت جنوب به کوه بحر آسمان اتصال یافته است.
 قرارمان ۱۰ شب میدان قدس است. طبق قرار قبلی با دوستان باشگاه بلندای کوهستان و تارک همسفریم. سرپرستی برنامه با آقای غلامیان است و مسئولین فنی تیم آقایان قباد گنجی (مدیر باشگاه بلندای کوهستان) و غلامرضا موسوی(باشگاه تارک). پس از جمع شدن همه ی همنوردان به سمت کرمان راه می افتیم. مسیر با گپ کوتاه میشود. پس گپ زدیم و بزم راه انداختیم و شاد بودیم. صبح به کرمان رسیدیم. به کرمان که میرسی گویی دروازه ی تاریخ به رویت باز میشود. گرد قرن ها گذر عمر ایران زمین بر چهره ی این شهر پیر نشسته است. توقف کوتاهی داریم.  بعد از پیوستن دو تن از همنوردان راهی ماهان میشویم. ماهان در ۳۳ کیلومتری کرمان واقع است. تا ساعت ۹:۳۰ وقت داریم تا هم صبحانه بخوریم و هم از مقبره شاعر عارف شاه نعمت الله ولی دیدار کنیم.




 و بعد از ان به سمت باغ زیبای شاهزاده می رویم.

سپس راهی شهر راین می شویم. ارتفاع شهر راین۲۲۰۱ متر از سطح دریاست و چاقو سازی آن مشهور است. تا رسیدن مینی بوس و نیسان که برای برگرداندن چند کوهنورد تهرانی به روستا رفته اند نهار میخوریم و از ارگ راین ( دومین بنای خشتی بزرگ جهان بعد از ارگ بم) دیدن می کنیم. قدمت این بنا به دوره ی ساسانیان میرسد. در کوچه های ارگ قدم میزنیم و تصویر مردمانی از روزگاران گذشته پیش چشمانمان میگذرد و نیزه ی سربازانی بالای برج برق میزند و صدای خنده ی مهمانهای حاکم در مهمانسرا میپیچد.

 

5 مسیر برای صعود قله ی هزار نام برده اند: ۱) مسیر ظهرود(پناهگاه)    ۲) مسیر اردکان  ۳) مسیر میرشادی  ۴) مسیر باب بینی   ۵) مسیر باب زنگی. ما مسیر باب زنگی را برگزیده ام.

با رسیدن مینی بوس و نیسان کوله ها را بالای نیسان میگذاریم و تعدادی توی نیسان و تعدای هم سوار بر مینی بوس به سمت روستای باب زنگی راه می افتیم. ۳ تن از کوهنوردان مشهد هم با ما همراه میشوند. حالا تیم ۴۰ نفره است. جاده ی روستا باریک و خاکی است و بین ۲ تا ۳ ساعت راه است. هوا تاریک شده است. مینی بوس چراغ ندارد و از طرفی هم جاده گل است پس قسمتی از راه را پیاده به سمت روستا می رویم. باب زنگی روستای کوچکی ست و ۳۳۰۰ متر ارتفاع دارد. یکی از اهالی روستا ۳ اتاق از خانه اش را در اختیارمان قرار میدهد. مستقر میشویم. شام میخوریم و میخوابیم.

صبح ساعت ۴ همه ی همنوردان بیدارند. آماده ی حرکت میشویم. فقط صبحانه و تنقلات برای طول مسیر برمی داریم و سبکبار حرکت را آغاز میکنیم. ساعت ۵و ۳۰ دقیقه ی بامداد است و خورشید هنوز پشت کوه چشم باز نکرده است. هزار در جنوب غربی روستا قرار دارد. حرکتمان را به آرامی اغاز میکنیم. مسیر گله گله برف دارد.

مسیر را جلو می رویم. قله ی هزار زیر مه پدیدار میشود و خورشید حالا روی زمین پهن شده است. برای صرف صبحانه توقفی میکنیم و بعد از آن مسیر را ادامه میدهیم.

با راهنمایی سرپرست از روی یال حرکت میکنیم. هوا صاف و آفتابی ست. قسمتی از مسیر نیاز به برف کوبی دارد. همنوردانی که جلوتر حرکت میکردند اینکار را انجام میدادند. تعدادی از دوستان قصد بازگشت کردند و گروه ها به صورت چند نفره جدا ولی در یک مسیر به سمت قله جرکت میکردند.


در نزدیکی قله دست به سنگ میشویم و بعد از سنگ چین قله چهل تن است. ساعت ۱۲و۳۰ دقیقه ظهر بود که همه جمع شدند و عکس یادگاری گرفته و به طرف قله ی هزار که فضای نسبتا بزرگتری دارد حرکت کرده و عکسی دسته جمعی می گیریم.

بارش نرم برف شروع شد و باید خیلی سریع راه برگشت پیش میگرفتیم. مسیر شن اسکی انتخاب شد و بعد از آن دره های پر برف است و هوس سر خوردن و بازی.

ساعت ۱۶و۳۰ دقیقه به روستا رسیدیم. چای گرم نوشیدیم و بعد کوله ها را بستیم و راه برگشت پیش گرفتیم. نیسان و مینی بوس طبق قرار قبلی برای برگرداندنمان به شهر منتظر بودند. ما را به راین رساندند. در مسجد جامع راین دست و رویی شستیم و سوار بر اتوبوس به سمت بیرجند راه افتادیم. توقفی برای خوردن شام در کرمان داشتیم و سپس جاده بود و جاده. صبح به بیرجند رسیدیم. و سفر به پایان رساندیم با آرزو و امید به سفری دیگر.