گزارش قله قوچ- جمعه 1 آذر ماه 92
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آید
نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار آرد
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آید
نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار آرد
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار
عزیزان موسم جوش بهاره چمن پر سبزه صحرا لاله زاره
دمی فرصت غنیمت دان درین فصل که دنیای دنی بی اعتباره
باباطاهر

کوهپیمایی این هفته صعود به قله ی رزگ به صورت مشترک با باشگاه بلندای کوهستان و تارک بود برای آمادگی صعود به هزار. ساعت 5/5 به سمت رزگ حرکت کردیم.

آسمان تیره بود و باران نرم نرم می بارید. با دوستان بلندای کوهستان و تارک قدم در راه گذاشتیم. حرکت را به آهستگی آغاز کردیم. سرپرست گروه آقای غلامیان بودند و مسئولان فنی تیم جناب آقای موسوی و مهندس گنجی. ابتدای مسیر را در جاده و توی دره بودیم. گروه به آرامی حرکت میکرد. در روستای بن بید توقف کوتاهی داشتیم تا چند همنورد دیگر هم به ما بپیوندند.
با شور و مشورت سرپرستان سه تیم تصمیم بر آن شد که گروه تقسیم شود و کسانی که قصد هزار دارند با سرعت بیشتری به سمت قله رزگ حرکت کنند. گام تند کردیم و به بالادست راه افتادیم و هر چه پیش تر میرفتیم مه غلیظ تر میشد و باد شدیدتر. گویی خدا خشمگین از زمین و زمان تازیانه اش را بی هوا بر پشت زمین فرود می آورد.
گام هایمان را محکم برمی داشتیم تا مبادا از مسیر خارج شویم. به قول سرپرست خودآزمایی بود و چه خوب شد که باد بود و مه تا کوهپیمایی در زمستان بی معنا نشود.



تعدادی از دوستان که سریعتر راه پیمودند بالای قله ی رزگ رسیدند و ناچار از شدت باد خیلی سریع راه برگشت پیش گرفتند و کسانی که هنوز به قله نرسیده بودند هم به سمت پایین دست راهی شدیم. زمین گل بود و حرکت را اندکی سخت میکرد.

در بازگشت باد آرام تر شد و قطره های ریز باران باریدن گرفتند. در روستای بن بید ایستادیم و سفره ی صبحانه گستراندیم.






بعد از آن عکسی به یادگار انداختیم و به سمت ماشین ها راه افتادیم و سفر به پایان بردیم با امید به سفری زیبا در هزار کرمان

