برنامه بازدید از پل سنگی خضری و غار فارسان
94/6/21

تصاویر در ادامه مطلب:
برنامه بازدید از پل سنگی خضری و غار فارسان
94/6/21

تصاویر در ادامه مطلب:
تصاویری از برنامه 94/5/9 مسیر چهکنو-سمو













گزارش تصویری صعود به قله علم کوه گروه گوهنوردی فراز
بیرجند مورخه 94/4/26




















برنامه های اجرا شده هفته های قبل:
94/2/18 دره دزگ و چغرات

94/3/1 آبشارهای چهارده

94/3/8 دره دزگ از مسیر چهارکشت( صخره)

94/3/15 آروشه از مسیر چهکنو ودره اجقو

94/3/22 آبشارهای عشاق- جوزان-چغرات

اطلاعیه صعود به قله تفتان
گروه کوهنوردی فراز بیرجند در نظر دارد به اتفاق یکی از گروههای دیگر در روزهای پنجشنبه و جمعه مورخه ا/12 و 92/12/2 به قله تفتان صعود نماید.
1-متقاضیان شرکت برنامه حداکثر تا دوشنبه 28 بهمن ماه اعلام نمایند.
2-حرکت از بیرجند چهارشنبه شب - ورود به بیرجند ساعات اولیه روز شنبه سوم اسفند
3- هزینه شرکت کنندگان بلافاصله پس از مشخص شدن تعداد نفرات و نوع وسیله نقلیه اعلام خواهد شد.
4- تجهیزات و لوازم مورد نیار پس از اعلام آمادگی اعلام خواهد شد.
5- امکان لغو یا تعویق برنامه وجود دارد
اطلاعیه2
با توجه به اعلام تعدادی از اعضای گروه مبنی بر عدم آمادگی در تاریخ اعلام شده صعود به تفتان و تمایل به حضور در تاریخی دیگر بدینوسیله باطلاع همنوردان میرساند تاریخ صعود به تفتان با توجه به درخواست این عزیزان به بعد موکول میگردد. با توجه به مراتب فوق برنامه این هفته در روزهای پنجشنبه و جمعه بشرح زیر اعلام میگردد :
افزایش قدرت جسمانی و شب مانی وآموزش برپایی
کمپ زمستانی در مسیر" چنشت به رزگ"
ساعت و محل حرکت متعاقبا" جهت همنوردانی که
اعلام آمادگی نمایند از طریق پیامک ارسال خواهد شد
امروز جمعه یک بار دیگه راهی کوه شدم . بعد از نزدیک به یک هفته بارش غیر متوالی کوه های باغران سفید پوش شده بود و هر کوهپیمایی را دعوت به حضور می کرد و مقصد اغلب کوهنوردان بیرجند قله های قوچ و نرگس و آن حوالی بود . وسایل نقلیه رانتوانستیم به دره میرک برسانیم چون مسیر یخ زده بود و امکان ادامه مسیر با ماشین وجود نداشت . بنابراین در بین راه بند دره و دره میرک جاگذاشتیم و پیاده به راه افتادیم . اولین مقصد مثل همیشه گدار زرد بود . گدار زردی که حالا دیگه لباس سفیدی بر تن کرده بود و از زردی تنها اسمش را به یادگار داشت.

در نگاه اول شاید به نظر برسد بالا رفتن در برف سخت تر باشد ولی اگر مسیر کوبیده نباشد و برف تازه باشد رفتن در برف راحت تر هم هست.

" پرورگارا سپاس"
با چنین برفی فراز باغرانم آرزوست
سجده شکرآن چنانم آرزوست
قله نرگس و برفرازانم آرزوست
بارالها قدرتی ده ، من همانم آرزوست
این کلامم بود با همنوردانم آرزوست
به شکرانه این نعمت الهی در برنامه این هفته با صعود
قله نرگس سجده شکر میگذاریم.
گروه کوهنوردی فراز بیرجند
از چار تا مزار

مسیر دوم کوهنوردی که این بار برایم واقعا سخت بود از روستای چار تا مزار کوه بود ساعت حدود 5 و 30 از شهر راه افتادیم وسایل نقلیه را در چار مستقر کرده و به راه زدیم همان ابتدای مسیر در فضای ساکت کوچه های چار خروس خبر از بیدار باش می داد

کو چه های پیچ در پیچ را گذاراندیم و به داخل باغات رسیدیم. بر کنار استخر دقایقی تامل کردیم و در حالی که هوا روشن نبود انگار آب استخر تلاش می کردم وظیفه ی انعکاسش را حتی در هوای تاریک صبحگاهی به نحو احسن انجا م دهد .

مسر را ادامه دادیم از کنار منار چار رد شده به سمت راست و به سمت کوه پیچیدیم. به نظر می رسید این کوه مسیر بالا رفتن ندارد ولی به هر صورت ادامه دادیم.


شیب تند بود و ارتفاع به سرعت زیاد می شد از آنجا که مسیر واضحی نبود سرپرست گروه در موارد لازم بررسی می کرد و ادامه مسیر را اعلام می نمود. گاهی باید از صخره ها بالا می رفتی و گاهی تلاش می کردی تا به هر قلوه ای بچسبی تا خود را حفظ کنی . مسیر جانانه ای بود و زیاد و تمام بشو هم نبود .


ماه نیمه ای از لای سنگ ها سرک می کشید انگار تلاش می کرد خودش را از لای سنگ ها به ما بنمایاند و حضورش را اعلام کند. انگار در قله ایستاده است و ما را تشویق به ادامه مسیر برای رسیدن به قله می کند.

به هر صورت بالاخره به سر قله رسیدیم نفسی تازه کرده عکسی گرفتیم بیسکویتی خورده و ادامه دادیم

. مسیر طولانی و نسبتا سخت و بیشتر مسیر هم سنگی و صخره ای بود . از فراز قله می شد بند چهکند را که تا نیمه آب داشت و نیز روستای چهکند را مشاهده کرد.

خورشید انگار که امروز با ما قهر بود و اگر چه با نورش مسیر ما را روشن کرده بود ولی خود را نشان نمی داد. چاره ای نبود در نبود اشعه های مستقیمش سعی کردم صحنه هایی را شکار کنم از جمله صحنه ای که هاله ای از نور بر گرد سر سرپرست قرار گرفته بود .

و صحنه ای دیگر که حاصل یک چشمک خورشید است

زیبایی های زمین شناسی مسیر هر دفعه مرا به خود مشغول می داشت . از جمله این صحنه ها چین هایی با مقایس کوچ بودند که نشان از روزگار سختی که بر این سنگها گذشته است داشتند.

مسیر تمام شدنی نیود و هر چه ادامه می دادیم باز هم ادامه داشت ولی زیبایی ها انسان را ناخدآگاه به خود مشغول می کرد تا طولانی بودن مسیر را کمتر سخت بگیری . گاه برف و گاه سنگ و گاه صخره گاه خاک و گاه لیز و گاه بوته .



هر چه خورشید کم لطفی می کرد و رخ نمی نمود آسمان گاهگاهی از لای ابرها رنگ آبیش را نشان می داد و ترکیب سفید برف و ابرا و آبی آسمان زیبا می نمود.

و ناگهان از فراز کوه مزار کوه دیده شد .

باز هم مثل همیشه عقب مانده بودم که نمی توانستم دل از مناظر بکنم . در سر قله ای سرپرست می گوید می توانیم برای صبحانه به کلاته پرویز خان برویم ولی باید بای بین نیم ساعت تا یک ساعت اضافه برویم و یا هم مستقیم به سمت مزار کوه برویم. . تقریبا انتخاب همه با توجه به مسیر سختی که آمده اند رفتن به مزار کوه است . ولی این مسیر نیز خود طولانی است و ساعت نزدیک 10 است و هنوز از صبحانه خبری نیست .

یکی از همراهان عقب افتاده است و من هم با خیال راحت مشغول عکاسی هستم و برای همین دیر می رسیم تا می رسیم بر استخری که روزگاری ابهتی داشته است و درختانی بر گردش به خود بالیده اند و امروز خالی از هر انعکاسی دلخوش به عبور گاه و بیگاه کوهنوردان است گروه اتراق کرده و دودی و اجاقی به راه است . حالا صبحانه می چسبد . از نام کلاته می پرسم که کس نمی داند فقط می فهمم که کلاته دره بغلی سرخاب یا سرخو است.

صبحانه های بر سفره خود کلکسیونی است ولی املت سرپرست چیز دیگری است . صبحانه حسابی می چسبد.

گروه از رفتن به سر مزار منصرف می شود و از همانجا مسیر دره را در پیش می گیرند و به پایین می رویم. قدرت بوته ها انگار بر قدرت برف چربیده و گرد بوته ها از برف خالی شده است .
ابرها موی پریشان کرده و هر یک به سوی روی چرخانده اند


قله ها حالتی مخروطی دارند و گاهی دو قلو و چند قلو و گاهی تک و تنها روزگار می گذرانند.


مسیر ادامه می بابد و ناگهانم در زیر پایمان روستای هاونان نمودار می گردد . یاد م می آید چند سال پیش در این روستا زمین لغزش کرده است و بقیه هم این موضوع را یاد آور می شوند به نگاهی به اطراف آثار لغزش را می توان مشاهده نمود که مطمئنا هنوز هم در فصل های آب خیزی سال خطر آن وجود دارد.


از داخل باغستان های عمدتا عناب می گذریم و به روستای مرغ و جاده می رسیم

گروه دیگر از کوهنوردان هم به هم همزمان وارد جاده می شوند و سلامی و علیکی و خوش و بشی و تداوم مسیر. و از اینجا به بعد مسیر در داخل جاده ی خاکی و در ادامه اسفالته ادامه می یابد.

باعبور از روستای کاسه سنگی و کنار هتل دوباره با چار می رویم و یک سفر دیگر پایان می یابد مسیر که ساده نبود.

یک سفر دیگر هم به پایان می رسد در حالی که آموختم:
کوه را باید که بیش از کوه دید
در میان جسم سختش روح دید
قله را باید که بیش از قله دید
پله هایی سوی آن بی پله دید
برف را باید که بیش از برف دید
از میان دانه هایش حرف چید
سنگ را باید که بیش از سنگ دید
با نگاهی تازه صد ها رنگ دید
بوته را باید که بیش از بوته دید
عمق وی را با سکوت غوطه دید
سبزه را باید که بیش از سبزه دید
شاخ و برگش را نشان غمزه دید
آب جو را بیش از یک جوی دید
رهسپاری بر سر آن کوی دید
خاک را باید که بیش از خاک دید
خاکیان را سوی هفت افلاک دید
در درخت یکه باید شور دید
شور را در شاخه ها مستور دید
خویش را در قله باید نور دید
ذره ای نزدیک آن منظور دید
نویسنده گزارش : محمود مسعودی وبلاگ عکاسخانه
نکاتی ضروری جهت اعضای گروه:
برنامه این هفته جمعه 92/11/4 :
پیمایش یال چار بالا به سمت مزار کوه
تجمع و حرکت: 5/15 از میدان جماران
سرپرست : غلامیان
| برگزاری دهمین صعود سراسری زمستانی ـ گرامیداشت دهه مبارک فجر |
|
|
|
سایر اطلاعات تکمیلی در بخشنامههای آتی اعلام خواهد شد.شایان ذکر است سهمیه هر استان در این صعود فقط ۶ نفر شامل ۳ کوهنورد مرد و ۳ کوهنورد زن میباشد.مقتضی است هیئتهای استان ضمن اطلاعرسانی فوری نسبت به برگزاری صعودهای سراسری استانی جهت انتخاب نفرات برتر آن استان در اسرع وقت اقدام نمایند.
فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی در نظر دارد به مناسبت سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، صعود سراسری زمستانی را در دو بخش مردان و زنان در پایان بهمنماه سال جاری برگزار نماید.
--------------------------------------------------------------------------------
(قابل توجه مسئولین محترم هیات استان)
مدت ها بود که اندیشه کوه را به همراه یک گروه کوهنورد در اندیشه داشتم تا اینکه این هفته با اجازه آقای غلامیان سرپرست گروه کوهنوردی فراز این توفیق نصیبم شد تا راهی کوه شوم .اگر چه همیشه با کوه و بیابان سروکار داشته ام ولی هیچ گاه با یک گروه کوهنوردی و سازماندهی شده به کوه نرفته بودم.
شب همش به فکر این بودم که وسایل لازم را آماده کنم
در حالی که پشت کامپیوتر نشسته بود شوق کوهستان را اینگونه به وب سپردم .
قرار ساعت 5 و 15 دقیقه صبح بود . ساعت را برای نیم ساعت قبل پرکرده بودم ولی بازهم ناخوداگاهم نگذاشت ارام بخوابم و نیم ساعت هم وی از خوابم ربود و بنابراین یک ساعت قبل بیدار شدم باقی مانده های مختصری را آماده کردم ولی هنوز هم زمان اضافه آورده بودم. قبل از 5 از خانه بیرون زدم و به یمن این کوهنوردی دوری در شهر زدم که دیدم انگار تنها بیدار شهر من و چراغ های خیابان هستیم .
در ضمن دوران این دو بیت را برای کوهستان به کاغذ سپردم
گل رویت گلستان می نویسم
دلم را ابر و طوفان می نویسم
برای دیدن روی سپیدت
به جان تشنه باران می نویسم
سر ساعت در محل قرار میدان جماران بودم و از آنجا راهی دره میرک .

(مسیر تقریبی قله قوچ از شهر بیرجند تا قله -- ارتفاع تقریبی قله قوچ 2500 متر است و حدود 600متر با شروع پیاده روی در دره میرک و بیش از 1000متر با شهر بیرجند اختلاف ارتفاع دارد. در این نقشه شماتیک بیرجند در سمت شمال و قله قوج در سمت جنوب نقشه است)
دره میرک در واقع انتهای مسیر ماشین رو برای قله قوچ و ابتدای پیاده روی است . بعد از خوش و بشی با همسفرانی که برای اولین بار می دیدم راهی شدیم از داخل کوچه ای از دره میرک به سمت شرق حرکت کردیم و هنوز چند ده متری نرفته که به داخل کوهستان پیچیدیم این قسمت از مسیر با نا گدار زرد نام دارد و در ابتدای مسیر برای خودش یلی است . و شاید در این هوای برفی با توجه به شیب آن سخت ترین قسمت مسیر باشد. نگران بودم که شاید با یک گروه کوهنوردی نتوانم همراهی کنم ، بنابراین با ملاحظه تمام قدم بر می داشتم تا مشکلی بر گروه نیفزایم حرکت در برف در ابتدا برایم سخت بود ولی به کم کم دیدم آنقدر هم سخت نیست بنابراین شروع به مناظر عکاسی کردم . شهر بیرجند هنوز با چراغ های روشن در خواب ناز بود . نورهای خیابان ها فکر را به خود مشغول می کرد و حس را با عکاسی فرامی خواند .

ناگهان در نزدیکی قله ماهی نصف و نیمه از قله ای سرک کشید و با اشاره سرپرست با سرعت دوربین را به سمت وی گرفتم انگار که اگر دیر بجنبم فرار خواهد کرد.


دامنه را با مسیر پیچ در پیچ آن با انتها رساندم و به سمت مزارع روستای جوزان سرازیر شدیم . بعد از سربالایی گدار زرد این سرپایینی حسابی حال داد . کم کم با توجه با عکاسی های ممتدد من آخرین فرد گروه شدم وقتی به گروه رسیدم گروه بر استخری یخ زاده و برف آلود کوله بر زمین نهاده و شیرکاکویی را در لیوان ها ریخته تا جانی تازه بگیرند و برای صعود بعدی آماده شوند . به لطف دوستان شیرکاکویی و بیسکویتی خوردیم و دوباره کوله بر پشت نهاده و راهی شدیم .

سمت راست استخر جوزان کلبه ای سنگی با دو ÷نجره را می بینم که انگار دو چشمند کا ما را می نگرند قبل از آنکه به پرسم می گویند پناهگاهی است که سال ها پیشساخته شده است آنروز ها که برای بسیاری از افراد رسیدن به این محل خود رویای بود. کلبه ای که امروز جز نظاره مسافران کوه وظیفه ای ندارد . مگر اینکه شخصی اهداف بلند تری داشته باشد و شب را در آن بخوابد. از آنجا که آنروزها هیچ مسیر و جاده ای حتی در این نزدیکی هم نبوده است تک تک سنگ های آن بر کوله ای کوهنوردان حمل شده است.

هر چه جلوتر می رفتی مسیر زیباتر میشد چون برف بیشتر می شد و بوته درختان و آدمیان در برف مناظری می آفریدند که اگر به احترام گروه نبود شاید ساعت ها به نظاره می نشستم که هر گوشه ای زیباتر از دیگر سو تو را به خود می خواند.

دره را بر روی دامنه ای در سمت غرب دره ادامه دادیم. اگر چه بخش اعظم مسیر در برف بود ولی سختی خاصی نداشت و جز یک مورد که کمی پرتگاهی بود باقی حرکت بر دامنه ها و خط الراس بود .

قله قوچ از استخر جوزان مشخص بود و خود را به مانمایانده بود و من در کل ادامه مسیر از آن چشم بر نمی داشتم در این ارتفاع شهر بیرجند هر لحظه زیباتر و گویاتر از پیش به ما لبخند می زد و همچون عروسی برخاسته از خواب صبحگاهی ما را به تماشا می خواند . بعد از بالا رفتن دامنه ها به خط الراس ارتفاعات و سمت راست قله قوچ رسیدیم از یک طرف قله ای در سمت راست بود که به تسخیر انواع انتن ها در آمده بود و حتی با ایجاد حصار بر گرد آن دلخوشی کوهنوردان را هم گرفته بودند و فریادشان به جایی نمی رسید .
مشخص بود آفتاب سرزده است و بالا آمده ولی شخص خورشید خانم در دید ما نبود که ناگهان از قله ای سرک کشید تا چشم مان به دیدارش روشن گردد و هم اینکه مناظری متفاوت برایمان بیافریند.

خورشید سرکشیده از قله ی کوه ، بوته های مانده در برف سفید ، درختان بید با شاخه های قرمز که در تشعشع نور زیبایی شان دوچندان می شد حتی سنگ هایی که جرات کرده بودند و از یرف بیرون زده بودند همه به ما خوش آمد می گفتند . حرکت در برف لذتی داشت که مطمئنا با فصول دیگر متفاوت بود .


تقریبا بر خط الراس باد ها یاری کرده بود تا مناظری جدید بیافریند . هر بوته مانعی شده بود تا همچون تل ماسه های کویری تل برف های کوهستان شکل بگیرد . انگار برف ها هم در پشت بوته از دست باد سنگر گرفته بودند تا دمی بیاسایند. در دیگر سوی قلوه های سیاه سنگ با کمک باد برف های میانه شان را شسته و به باد داده بودند تا خود از میان زیبایی دیگری را بر تو بنمایند. هر طرفی زیبایی بود و عظمت کوه برف و باد و قله و ...


تا نگاه می کنم دوباره از گروه عقب افتادم و سرپرست گروه که دورادور هوایم را دارد در دامنه ی قله قوچ هستم که حدود 30 سانتیمتری دارد و با هر حرکت پا کفش در برف فرو می رود احساس می کنم برف به کفشم نفوذ کرده است تحویلش نمی گیرم و ادامه می دهم دوباره خورشید پشت قله قرار گرفته و بوته های سر قله درخششی داده است .

آخرین نفر هستم که به قله می رسم و ناگهان دلم تنگ می شود یعنی تمام شد تازه داشتم گرم می شدم . عکسی به یادگار بر فراز قله می گیریم . یک دو ربین دو تا سه تا یک موبایل دو تا سه تا و بالاخر می فهممم که قله فتح شده است و دیگر سو را می نگرم گروهی دیگر را راهی قله ای جلوتر می یابم و می پرسم می گویند قله نرگسی نام دارد.


هنوز
در کار سیراب شدن از لذت مناظر کوهستان و شهرستان هستم که می بینم بساط
صبحانه چیده شده و من هنوز کوله بر پشتم شاید اگر به خودم بود هر گز کوله
بر نمی داشتم و برای صبحانه نمی نشستم ولی باید با گروه هماهنگ شد . هر کس
هرچه دارد به میدان می آورد و چایی و نباتی و مربایی و کره ای و پنیری و
... و تا چشم باز می کنی صبحانه بر اوج قله آماده است و می شود صبحانه ای
در اوج
بیش از یک ساعت را در قله می مانیم و می خواهیم حرکت کنیم که گروه دیگر از قله نرگسی می رسند و خوش و بشی و عکسی و دوباره راه در پیش می گیریم.
و باید راهی شد از آنجا که فرصت نیست به چپ و راست می روم تا منظره ای را از دست نداده باشم. و کوله بر می بندم جسم بر می دارم و در برفی دوباره راهی می شوم در حالیکه دلم در قله می ماند تا کی دوباره به دیدارش برسم . باز هم همچون تمام مسیر آخرین نفرم ،همنوردان را می بینم که بر برف نشسته و از قله ی قوچ به پایین می سرند . هوس سریدن می کنم و بنابرین بر برف نشسته و راهی می شوم و ناگهان احساس می کنم دستهایم یخیده است . در بخش وسیعی از مسر سریدن بر برف ادامه داشت و لذت بردن از زیبایی های ساخته برف و خورشید و بوته ها نیز

در داخل دره ها هر سو بیدهای قرمز را می توان مشاهده کرد که با پس زمینه سفید برفیشان هر ذهنی را به خود مشغول و هر چشمی را در حدقه ثابت می کنند لاجرم دوربین بدانسو گرفته و چپ وراست ثبت شان می کنم تا همیشه شوق شان را پیش داشته باشم و تا دیدار بعد به عکسشان دلخوش


از آخرین سرسره بازی که رها می شویم به دره ای تنگ با درختان می رسیم که که نام کیله گاه را برای آن می گویند. گروه دیگری را ملاقات کرده و مسیر را ادامه می رهیم.

برف کم می شود ولی گاه دامنه های نسر هنوز هم برف دارد و تشویق به سریدن می کند ولی ضخامت کافی نیست لاجرم از خیر آن می گذرم و مسیر را ادامه می دهیم و به جاده ای خاکی می رسیم که به سمت دزگ رهسپار است همسفرش می شویم و دوباره همسفران را می بینم که بر سر استخری دیگر که نام چغراط بر آن نهاده و نمی دانم اصلا ربطی به سقراط دارد یا نه به استراحت می نشینیم و این ایستگاه میوه است . دوباره کوله ها گشوده ، پوست ها کنده و انار وپرتقال و نارنگی در میانه خودنمایی می کنند .

نفسی تازه کرده و راهی می شوم از دری کوچک عبور می کنیم. از لای درختان و بوته ها عبور کرده زیبایی های زمستان برف زده را به نظاره ایستاده و مسیر را ادامه می دهیم بهار و تابستان دره دزگ را دیده ام ولی این زمستانش با درختان لخت و عریان و برف های که از فرصت استفاده کرده و زیر پایشان نشسته اند تا آنها را برای عروسی بهار آماده کنند زیبایی متفاوتی دارند . از لای درختان و از دامنه پایین آمده و گام در دره ی دزگ می نهیم و کمک کم می توان خانواده هایی را دید که جرات به خرج داده اند و دره را بالا آمده اند تا از آب زلال و درختان بی برگ و برفهای منتظر لذت ببرند.

باز هم مسیر را ادامه می دهیم تا اینکه دوباره به دره میرک می رسیم و من باورم نمی شود که بیش از 7 ساعت را در برف و کوهستان قدم زده ام ولی چاره ای نیست با همنوردان خداحافظی کرده بر سیاره نشسته و به چارخانه ی آجری بر می گردم تا کی فرصتی دوباره دست دهد و بر بلندای کوه کوچکی خود را به نظاره بنشینم و عظمت کوهستان را بستایم .
قله می خواند مرا از عمق خواب
قله می فهمد مرا با برف و آب
قله می جوید مرا با بوته ها
قله می فهمد مرا با دره ها
قله بی تاب است و من بی تاب تر
جرعه ای ناب است در این شور و شر
راهیم تا برف های کوی او
تا ببوسم در میان ابروی او
راهیم تا بوته ها تا دانه ها
تا تمام کوهساران خدا
ناگهان تنها درخت سرخ پوش
چشمهایم دعوت خود می کند
ناگهان تک بوته های منتظر
گردشان خالی ز برف مقتدر
با حضور نور ها بر برف ها
روح را دعوت به لبخند می کنند
جسم را محکوم و پابند می کنند
ناگهان شهرم چه کوچک می شود
قیل و قالش ، فکر و حالش، ذکر و نامش
صبح و شامش، دود و دامش ، محو بی شک می شوند
ناگهان هر سوی کوهست و سفید
هر طرف خورشید و نور است و امید
نا گهان در اوج تنها می شوم
ذره ای در عمق دنیا می شوم
کاش می شد همنشین قله شد
اوج را فهمید و بهرش پله شد
کاش می شد شاعر کوهی شدن
در میان سنگ ها روحی شدن
کاش می شد کوه را فهمید و رفت
دل به اوجش داد از پستش گذشت
قله باقران (باغران) !!!!!!

عکس از کوهیدر
پشت این پنجره ها دل میگیره غم و غصه ی دلو تو میدونی
برنامه این هفته گروه جمعه 92/10/27 :
صعود به قله قوچ
حرکت ساعت 5/15 از میدان جماران
سرپرست : فرسنگی
برنامه جمعه 95/10/20 :
صعود به قله چهارده یادبود هفتمین روز زنده یاد امیر طالبی
محل تجمع : میدان داشگاه آزاد انتهای غفاری
ساعت : 5/15
سرپرست : ابراهیمی



عکسی که یک ماه و نیم قبل توسط یکی از گروههای طبیعتگردی از دره محل سانحه تهیه شده بود.
به کدامین گناه کشته شد و براستی چه کسانی پاسخوی مرگ این عاشق طبیعت خواهند بود؟؟؟؟؟
یادت گرامی باد امیرجان
تسلیت به جامعه کوهنوردی :
متاسفانه با خبر شدیدم همنورد با اخلاق دوستدار طبیعت و دوست عزیزمان
امیر طالبی در حادثه برخورد با مین دارفانی را وداع گقته و به ملکوت پیوسته
گروه کوهنوردی فراز بیرجند این ضایعه تاثر بار را به خانواده این عزیز و دیگر همنوردان
و دوستداران طبیعت تسلیت عرض می نماید.
مراسم تشییع زنده یاد جمعه 92/10/13 از محل غسالخانه بیرجند
-----------------------------------------------------------------------------------------------
مراسم یابود سومین روز درگذشت زنده یاد امیر طالبی یکشنبه 92/10/15 از ساعت 3 الی 4 بعداظهر در محل هیئت حسینی بیرجند واقع در خیابان انقلاب برگزار میگردد.
با توجه به حساسیتهای صعود به ارتفاعات در شرایط جوی ناپایدار در فصل جاری، توجه عموم علاقهمندان به ورزش کوه نوردی را به نکات ایمنی زیر جلب می نمائیم. امیدواریم با توجه جدی به این موارد کمتر شاهد حوادث ناگوار در کوهستان باشیم و همهی دوستداران کوهپیمایی و کوهنوردی از این رشتهی جذاب نهایت بهره را ببرند.
* همراه داشتن پوشاک کافی و مناسب فصل
* آگاهی یافتن از وضعیت آب و هوایی، قبل از صعود به ارتفاعات
* آگاه کردن خانواده، نزدیکان یا دوستان از جزئیات زمانی و مکانی صعود و برگشت
* استفاده از مسیرهای مشخص و پاکوب شده جهت صعود و فرود
* زمان بندی مناسب جهت به پایان رساندن برنامه قبل از تاریکی هوا (بهترین زمان اقدام به بازگشت: ساعت ۱۴)
*به همراه داشتن وسایل ضروری کوهستان شامل: مواد غذایی کافی و وعده غذایی اضافه، تجهیزات روشنـایی، سـوت، قطب نما، نقشه منطقه ای کوهستان، کمکهای اولیه، چاقو، کبریت، کارت شناسایی، گوشی همراه
* اشراف داشتن بر منطقه صعود از لحاظ مسیرها و نقاط خطرناک (پرتگاهها، مناطق بهمن خیز، مناطق با احتمال ریزش سنگ و ...)
* خودداری از صعود انفرادی، همراه بودن با گروه و افراد مجرب
* پرهیز از اجرای برنامه هایی که فراتر از توانایی جسمی، فنی و روحی است.
* خودداری از رفتن به ارتفاعات تا ۷۲ ساعت پس از بارش برف (به لحاظ احتمال ریزش بهمن)
* استفاده از لباسهایی با رنگهای واضح (قرمز، زرد و فسفری)
* توجه به علائم هشدار دهنده، تابلوهای راهنمای مسیر، هشدارهای افراد مجرب، امدادگران و افرادی که از ارتفاع برمی گردند.
* فراگیری آموزش های کوهنوردی در مراجع ذیصلاح (هیئت های کوهنوردی و باشگاهها)
* همراه داشتن شماره تماس ارگانهای امدادرسان منطقه (اورژانس، هلال احمر، نیروی انتظامی)
برنامه جمعه 92/10/6 گروه : آروشه
مسیر: چهارکشت
حرکت : 5/15 از جماران
سرپرست : ذاکری
برنامه این هفته جمعه 29 آذر 92 صعود به قله چهارده
محل تجمع 5 صبح انتهای خیابان پاسداران - مدت برنامه نصف روز - سرپرست آقای علی ضابط

روز جهانی کوهستان؛ 11 دسامبر/ 20 آذر
کوهها؛ راهگشای آیندهی پایدار

راحیل
زارعی برای 4 سال آینده سکان دار فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران شد.
در انتخابات امروز سه شنبه 19 آذرماه 1392 که از ساعت 9:30 صبح مجمع عمومی فدراسیون کوهنوردی در محل آکادمی المپیک در مجموعه ورزشی انقلاب تشکیل شد، پس از اعلام برنامه کاندیداها، انتخابات به صورت رای مخفی برگزار شده و رضا زارعی و مهدی داورپور با 19 و 12 رای به دور دوم راه یافتند.
در دور دوم نیز پس از شمارش آرا اخذ شده، رضا زارعی با 29 رای به عنوان رئیس جدید فدراسیون کوهنوردی انتخاب شد.
مهدی داورپور دیگر نامزد راه یافته به دور دوم نیز با 10 رای در جایگاه دوم ایستاد.
بدین ترتیب رضازارعی برای 4 سال آینده سکان هدایت فدراسیون کوهنوردی را در اختیار گرفت

منبع : کوه نیوز
گروه کوهنوردی فراز بیرجند این انتخاب شایسته را به جامعه
کوهنوردی ایران تبریک میگوید.

قله توچال
استفاده از واژه های کوه نوردی:کوهیار ،همنورد و...
در قاموس کوه نوردان واژه های کوهیار، همنورد، هم طناب و... خیلی بالاتر و ارزشمند تر از عمو، خاله و عمه و... حتی برادر و خواهر است و جنسیت و حتی ملیت ملاک نیست .
این نام ها برای آنهایی که کوه نورد به معنی اخص هستند اطلاق می شود و همچنین با یک شیوه و جدیت، حمایت و هدایت می شوند و نشست و برخاست دارند و هوای یکدیگر را دارند و فرق نمی گذارند و دست و پایشان را در رابطه با جنسیت ومقام و منصب و دارا و ندار گم نمی کنند و وظیفه یار بودن، همراه بودن، همپا بودن ( کوهیار ) و همنورد بودن( نوردیدن مسیرهای سخت ) و هدایت و حمایت فنی را به خوبی انجام می دهند.
نام های کوهیار و همنورد خیلی از آقا و خانم قابل احترام تر و با ارزش تر و حقیقی تر است و برازنده یک کوه نورد می باشد .
ملاک های مادی، عنوان ها و حتی همشهری و هم ولایتی بودن نباید مطرح باشد و تاثیری در کوهیاری و همنوردی بگذارد و تفکر بازار و بده، بستان و ضرر و زیان و برنده و بازنده بودن در دوستی ها و رفاقت ها و حتی فامیل بودن و فخر فروشی های دیگر، نقشی در تلاش در یک برنامه گروهی و جمعی ندارد.
دیده شده که همنورد برای دوست کوه نورد و همنوردش جانش را در مواجهه با خطر از دست داده و خودش را فدای مرام و مسلک دوستی ،کوه و کوه نوردی و سلامت و ایمنی کوهیار و همنورد و هم طناب خودش کرده است.

پس یاد بگیریم و یاد بدهیم و این فرهنگ را اشاعه و ترویج دهیم و به زبان و گویش کوه نوردی حرف بزنیم .
در مکاتبات و مقالات در رابطه با کوه و کوه نوردی از کوهیار و همنورد به جای آقا و خانم استفاده کنیم .
سعی کنیم که به مرور از به کار بردن حتی واژه های کوه مرد و شیر زن که درجه بندی می کند و فاصله می اندازد و تفرقه افکن است خودداری کنیم .
این نسل و آن نسل و این سن و آن سن و جوان و پیر و خانم و آقا و زن و مرد و کوه نوردان دولتی و غیر دولتی و فدراسیونی و هیئتی و شهرستانی و تهرانی و دیگر قالب های اداری و بازاری که خشک و بی روح هستند و یادآور مظاهر و پدیده های نامأنوس شهری است، در کوه کمتر استفاده کنیم که ناخودآگاه ما را از هم جدا می کند و مقابل هم قرار می دهد و انرژی مثبت مان را می گیرد و مجموعه خوبمان را متفرق و پراکنده و جدا می کند و ضعیف می شویم.
واژه ها و اسامی ای مانند کوهیار و همنورد و مربی و پیشکسوت، مسئولیت و بار سنگینی بر دوش می کشند در حالی که آقا و خانم و... این ارزش و همبستگی و پیوستگی را ندارند.
حال،این ماییم که خصلت واحد گرفتیم،این ما هستیم که گام در یک نقطه می گذاریم.
آنگاه هر فرد خود و روح و خوی خود را چندین نفر می بیند،در همکاری و همگامی با هر فرد انگار با اعضایی از پیکر خود همکار و همگام شده ایم.
در تلاش برای حمایت،همیاریم.
حمایت در کوه،حمایت در زندگی است.
هرگاه که عرق می ریزم،چهره اوست که پرمهر تر و پرقطره ترست،امید با او بودن است که شوق رسیدن به قله را دارم.
آوای سرود همنورد مرا از آنچه ندارم پر و بی نیاز می کند،گویی سالهاست کوه خانه ماست،درب خانه ما به روی همه کس باز است.
ما به گواه با هرکس که با راهمان یکی است خانه مان،سفره مان،تلاشمان،استراحتمان و جان پناهمان یکی است و تا کوه ایستاده است،ایستاده ایم...
در انتظارت بر درگاه کوه ایستاده ام...
تهیه و تدوین: محمدباقر عیوضی
منبع وبلاگ کوه و کوهنوردی استاد عیوضی
عکس از سایت بلندای کوهستان
صعود به قله اسفندیار:
با توجه به صعود حدود 4 سال پیش به همراه چند تن از بچه های کوهنورد شهرمان و فصل وپاییز و تصمیم گرفتم صعودی مجدد به همراه تعداد بیشتری از همنوردان بیرجندی به این قله داشته باشم . از طریق وبلاگها وسایتهای کوهنوردی گروهها و باشگاهها تاریخ صعود را که 92/9/15 بود از 2 هفته قبل اعلام کردم و با توجه به سنگینی مسیر و قرار بود این مسیر یک روزه صعود شود تاکید کردم که افراد آماده که حداقل شرایط حدود 12 ساعت کوهپیمایی سنگین را دارد معرفی نمایند که نتیجتا تعداد 13 نفر از باشگاه بلندای کوهستان 8 نفر از باشگاه تارک 7 نفر از باشگاه پیوند سبز و 11 نفر از فراز بیرجند آمادگی خود را اعلام نمودند.
ساعت 4 صبح توسط یکدستگاه اتوبوس با کمی تاخیر بطرف روستای اسفندیار حرکت نمودیم.
روستاي اسفنديار از توابع بخش ديهوك شهرستان طبس در طول جغرافيايي 57 درجه و 33دقيقه و عرض جغرافيايي 33درجه و 2 دقیقه قرار گرفته است. اين روستا در 50 كيلومتري مركز بخش و 135 كيلومتري مركز شهرستان واقع شده و متوسط ارتفاع آن از سطح دريا960 مترمي باشد. این روستا تقریباً داراي 350خانوار و جمعيتي بالغ بر 1100 نفر بوده كه از اين حيث، بزرگترين روستاي بخش ديهوك شهرستان طبس مي باشد.
این روستا دارای آب و هوایی گرم و کویری بوده و بالاترین درجه حرارت سالیانه در ماههای تیر و مرداد 39 درجه سانتیگراد و کمترین درجه حرارت در ماههای دی و بهمن حدود 8- درجه سانتیگراد می باشد و به دليل واقع شدن در كوهپايه از آب و هاي نسبتاً بهتري در مقايسه با روستاهاي اطرافش و نيز مركز شهرستان برخوردار مي باشد.
میانگین بارندگی سالیانه این روستا بین 80 تا 120 میلی متر بوده است. متاسفانه کاهش بارندگی در چند سال گذشته و کمبود آب و پراکندگی روستاها، فقر و محرومیت روستاییان را دو چندان کرده است.
جاذبه هاي گردشگري روستا عبارتند از خانه هاي پلكاني قديم، آسياب هاي آبي، صنايع دستي و طبيعت سرسبز روستا كه مي توانند چشم هر بيننده اي را به خود جلب كند.
وجه تسمیه:
نامگذاری روستای اسفندیار به روایتی به این دلیل بوده است که چون در این منطقه اسفند زیادی می روییده به دیار اسفند معروف شده و بعدها آن را اسفندیار نامیده اند.
اسفندیار در قدیم به شکل یک روستای کوهپایه ای بوده است که خانه ها به شکل پلکانی بر روی همدیگر و در دل کوه قرار گرفته بودند. مصالح ساختمانی این خانه ها از خشت و گل بوده است و با افزایش جمعیت و مشکلاتی که وجود داشت در سال 1363 به همت بنیاد مسکن و یاری خود مردم ،طرح خانه سازی برای اهالی روستا آغاز شد. این بافت جدید در حدود 2 کیلومتری بافت قدیم و در پایین کوه قرار دارد. و سرانجام در سال 1370 مردم از بافت قدیم به بافت جدید نقل مکان کردند و زندگی تازه ای را شروع کردند.
وضعیت اشتغال:
شغل مردم اسفندیار کشاورزی، دامداری و برداشت آنغوزه کوهستان و عده زیادی در مشاغل دولتی و یا در معادن زغال سنگ مشغول به کار می باشند.
محصولات زراعی و باغی:
محصول کشاورزی رایج در روستای اسفندیار زعفران می باشد. از دیگر محصولات زراعي عمده روستا می توان به ذرت، يونجه، گندم و جو اشاره کرد و عمده محصولات باغي آن نيز انار، انگور و توت می باشد.
سبک زندگی:
اسفندیار مردمی معتقد و با ایمان دارد که الگویی نمونه برای سایر روستاهای دهستان کویر به شمار می رود. مردم روستا بسیار ساده، مهمان نواز، مومن، خونگرم و زندگی شیرینی در کنار یکدیگر دارند و احتیاجات زندگی روزمره خود مانند گوشت، کره، ماست، شیر، کشک و ... را بیشتر خودشان تامین می کنند.
لهجه و گویش:
مردم اسفندیار به لهجه خراسانی خاص منطقه خود صحبت می کنند. شاید بیشتر کلمات و اصطلاحات و جمله بندی در تکلم کتابی باشد ولی چیزی که قابل توجه بسیار است استفاده از مخفف کردن کلمات در گویش می باشد.
مراسم سده:
سده رسمی است که از دیر باز در این روستا رواج داشته است و هم اکنون نیز انجام می شود شاید به جرات بتوان قدمت این رسم را به دوران زرتشتیان باستان ربط داد. این رسم در شبی که پنجاه روز به عید نوروز و صد روز به برداشت غله (گندم و جو) مانده است برگزار می شود. قبل از شروع این مراسم مردم به جمع آوری خارهای بیابان مشغول می شوند. همزمان با غروب آفتاب مراسم آتش زدن خارها شروع می شد و با شعله ور شدن آتش جوانان از روی آتش می پریدند. و با صدای بلند می گفتند: سده صد به غله پنجاه به نوروز بیست به فله. (بیست به فله یعنی بیست روز مانده به زادو ولد گوسفندان که از شیر آنها فله درست می ش).
مراسم شب یلدا:
شب یلدا یا به قول اهالی روستای اسفندیار شب چله یکی ازشبهای خاطره انگیز در سال به شمار می آید چرا که مردم در این شب به خانه یکی از افراد قبیله شان که معمولآ بزرگان قبیله می باشند می روند، در این شب افراد مهتر قبایل شروع به تعریف قصه و داستان کرده و بقیه گوش می دهند، و همه پذیرایی مفصل می شوند و بر این عقیده هستند که هر کس در شب یلدا هندوانه بخورد تابستان سال آینده تشنگی نخواهد کشید.
مراسم عید نوروز:
در ایام عید نوروز مردم روستای اسفندیار همانند دیگر نقاط کشور به دیدار همدیگر می روند و در روز سیزده نوروز به دامان طبیعت رفته و از آن لذت می برند.
سرچشمه اسفندیار:
سرچشمه اسفندیار که در قسمت غرب، درحدود 2 کیلومتری و در دل کوه قرار دارد مکانی تفریحی و جذاب برای ساکنین و مخصوصأ جوانان به شمار می آید. این سرچشمه که آب کشاورزی را تامین می کند در بیشتر ایام هفته مخصوصا روز های جمعه و در ایام تعطیل پذیرای افراد زیادی می باشد .
صنایع دستی و محصولات:
شاید بتوان به عنوان مهم ترین صنایع دستی روستا، قالی و قالیچه را نام برد زیرا بیشتر بانوان روستا به این کار مشغول می باشند . هم چنین از محصولات دامی روستا می توان به کشک و روغن حیوانی اشاره کرد.

تیم در ساعت 7 صبح از مسیر روستای اسفندیار پس از گذر از کنار باغات و مزارع کشت زعفران بسمت قله حرکت کردند. پس از چند توقف چند دقیقه ای در طول مسیر و عبور از شیب شن اسکی و کلی دست به سنگ شدن ها حدود ساعت 12 در کنار چشمه ای توقفی حدود یک ساعته جهت صرف صبحانه یا نهار داشتیم. در طول مسیر تعداد 2 نفر از همنوردان به علت کسالت قادر به ادامه مسیر نبوند که در کف دره نرسیده به چشمه به همراه 2 نفر دیگر از همنوردان اتراق نمودند و بقیه تیم حدود ساعت 1/5 برفراز قله عکسهای یادگاری را گرفته و با توجه به آخر فصل پاییز که به سرما و شب برخورد ننماییم سریعا به سمت افراد باقیمانده تیم که در طول مسیر بودند روانه شدیم. با توجه سنگینی مسیر و عدم آمادگی اندکی از افراد تیم تیم مچبور به کند رفتن در طول مسیر برگشت شده و با حمایتهای دوستان آماده تر سرانجام همگی بسلامت در ساعت 7 در روستای اسفندیار در داخل اتوبوس پس ازصرف ناهار یا شام! در ساعت حدود 8 بسمت بیرجند حرکت نموده و سرانجام ساعت10 شب با خداحافظی افراد در میدان ابوذر پس از گذراندن یک کوهپیمایی نسبتا سنگین روانه منازل خود شدند.
در پایان از زحمات کلیه شرکت کنندگان برنامه خصوصا آقایان مهندس قباد گنجی (بلندای کوهستان )و سید غلامرضا موسوی ( تارک )و سید رضا حسینی ( پیوند سبز) به خاطر همکاری صمیمانه در اجرای برنامه مربوطه کمال تشکر را دارم و از کلیه همنوردان بخاطر وجود پاره ای از مشکلات که ناشی از کم توجهی اینجانب به عدم آمادگی برخی از افراد شرکت کننده در برنامه بود عذر خواهی میکنم.
به امید موفقیت همه دوستان - سرفراز باشید
ویژگی های سرپرست خوب
تجربه : هیچ جانشینی برای تجربه وجود ندارد!
اعتماد به نفس : همرا کسب تجربه رشد می کند.
مشاهده گری : مشاهده دقیق اعضا و محیط
نرمش پذیری : اشتیاق به تغییر برنامه در صورت تغییر شرایط
گروه محوری : اولویت دادن به اهداف و علایق گروه در مقایسه با علایق شخصی
آگاهی به محدودیت های خود
مسئولیت پذیری : آگاهی به چگونگی تأثیر هر تصمیم بر امنیت گروه
انسان محوری : اولویت دادن به انسان ها در مقایسه با اهداف کوهنوردی
خودشناسی : شناخت خویشتن و دلایل پذیرش سرپرستی
دقت ، خونسردی و روراستی
سامان مندی : برخورد منطقی و سیستماتیک با مشکلات و مسائل
انتقاد پذیری : پذیرش اشتباهات و درس گرفتن از آنها
قاطعیت : عقب نینداختن اقدامت ضروری
سازگاری : پرهیز از کمال گرایی و قانون مداری مطلق
آمادگی : شامل آمادگی جسمی ، روانی ، فنی و …
وظایف سرپرست
سرپرستی دانشی است فنی که مردم شناسی ( درک دیگران ، حساس بودن به نیازهای آنها و دوست بودن و مهربان بودن با اعضا ) و حس کوهستان ( مجموعه ای از دانش و تجربه سرپرستی ، یکی شدن همه مهارت ها ، تجارب و دانش های مربوط به کوه به اضافه توانایی ها و ویژگیهای ضروری ) از مولفه های اصلی آن می باشد.
هدف سرپرست ، کمک به اجرای بی خطر و موفقیت آمیز برنامه است . راهبر باید با توجه و دارای مهارتهای ضروری برای برنامه مورد نظر باشد ولی ملزم نیستیم که با تجربه ترین یا ماهرترین عضو گروه را به عنوان راهبر انتخاب نماییم . به همین ترتیب ، سرپرست باید آمادگی جسمی و روانی لازم برای ماموریت را داشته باشد ولی ضرورتی ندارد که نیرومندترین عضو تیم باشد . علاوه بر اینها ، راهبر باید دارای قدرت داوری و حس همکاری خوبی بوده به تندرستی و آسایش اعضای گروه توجه نماید . نقش های مهم سرپرست را میتوان چنین برشمرد :
حفظ ایمنی :
مهمترین موضوع در برنامه های کوهنوردی ، ایمنی اعضاست که از همان مرحله برنامه ریزی باید در دستور کار قرار گیرد . سرپرست باید اطمینان یابد که هر یک از اعضای گروه تجهیزات ، تجربه و استقامت لازم جهت اجرای برنامه را دارد و مسیر انتخاب شده نیز بی خطر و متناسب با توانایی اعضای گروه است .
خستگی و هیجان ناشی از شرایط بحرانی ، از عوامل تشدید کننده بی دقتی اعضای گروهند . سرپرست باید این شرایط را به عنوان علایم هشدار و پرچم قرمز در نظر گرفته ، تذکرات لازم را به اعضا بدهد تا از بروز حادثه جلوگیری شود . هنگام گرفتن تصمیمهای دشوار ( بازگشت به خاطر وضع هوا ، کمبود زمان و… ) راهبر باید موضوع را پیش از بحرانی شدن شرایط با اعضا مطرح کند تا گروه گرفتار موقعیت های خطرناک نگردد.
برنامه ریزی :
اگر گروهی بخواهد برنامه ای را اجرا کند ، باید در زمان مناسب با تجهیزات متناسب در مکان مناسب قرار گیرد و این امر مستلزم توجه به بسیاری از جزئیات است. لازم نیست راهبر تمامی فرآیند برنامه ریزی را شخصاً پیش ببرد ولی باید مسئولیت نظارت بر کلیه اقداماتی را که توسط هر یک از اعضا در راستای برنامه ریزی و آمادگی صورت می گیرد ، بپذیرد.
راهنمایی :
یکی از نقش های مهم سرپرست این است که به هنگام ضرورت یا در پاسخ به در خواست اعضا ، رهنمودهای لازم را ارائه دهد و این کار نیاز به آموزش ، تجربه و قدرت داوری دارد . برای راهبری مؤثر و کارآمد ، لازم نیست بهترین کوهنورد گروه باشید بلکه باید تجربه و آموزش کافی و همچنین «حس راهبری» را با گذشت زمان کسب کرده باشید . برای یک راهبر علاوه بر دانش فنی کوهنوردی ، مجموعه ای از مهارتهای دیگر نیز ضروری است . وی باید در مورد تجهیزات ، جهت یابی و پیمایش ، کمکهای نخستین ، هواشناسی ، برنامه ریزی ، سازماندهی و … اطلاعات کافی داشته باشد.
آموزش :
در ضمن برنامه _ به ویژه در صورت حضور افراد کم تجربه _ آموزش نیز بخشی از کار راهبری است . بسته به نوع مأموریت و ترکیب گروه ، آموزش می تواند از ارائه راهکارهای عملی تا برگزاری کلاسهای درسی تمام عیار را در برگیرد . بسیاری از کوهنوردان کهنه کار ، خود را موظف به انتقال تجربیات به دیگران می دانند اما این انتقال باید با دقت و احتیاط صورت گیرد . افراد تازه کار بخاطر احساس خطر در شرایط بحرانی و هچنین به دلیل نداشتن مهارت لازم دچار دستپاچگی و هراس می شوند . در این موقعیت ها باید از ترساندن یا تأکید بر اشتباه بودن کار آنها جدا پرهیز کرد و به جای آن باید شیوه درست انجام کار را عملا به ایشان نشان داد . تنها استثنای این حالت زمانی است که شخص دارد کار خطرناکی انجام می دهد که ایمنی وی یا دیگران را تهدید می کند . در این مورد برخورد فوری و مستقیم ضروری است.
مربیگری :
بین مربیگری و آموزش تفاوتهایی هست . مربی علاوه بر داشتن دانش مورد نظر و انتقال آن به دیگران ، با کاربرد شیوه های تشویقی و حمایتی به آنها کمک می کند که بر دشواریها چیره شوند . در غالب موارد مانع اصلی در روند یادگیری مهارتهای عملی ، کمبود اعتماد به نفس است . مربی به کمک شیوه های مناسب ، اعتماد به نفس لازم برای یادگیری و اجرای درست مهارتها را به کار آموز می دهد و این امر به کار آموز و سایر اعضای گروه امکان می دهد که مأموریت خود را بهتر و سریعتر انجام دهند . مربیگری مؤثر برای دست یابی به کار کرد بهینه اعضای گروه ، یکی از نقش های مهم سرپرست است.
آغازگری :
پیشرفت کار و موفقیت هر برنامه کوهنوردی به زنجیره ای از تصمیمها بستگی دارد . کدام مسیر را در پیش می گیریم ؟ کجا اتراق می کنیم ؟ کی به مقصد می رسیم ؟ و … . معمولاً تصمیم گیری در این موارد به خودی خود دشوار نیست بلکه ترتیب زمانی تصمیمها اهمیت دارد . کار راهبر ضرورتاً این نیست که همه تصمیم ها را اخذ و دیکته کند ، بلکه وی باید بتواند در زمان مناسب ، موضوع مناسب را در دستور کار قرار دهد.
تصمیم گیری نهایی :
در ضمن صعود ، بحث و گفتگو درباره موضوعی خاص می تواند موجب پیدایش اختلاف نظر گردد . فضا سازی برای مطرح شدن نظرها و سپس گرد آوری آنها روش خوبی است ولی این شیوه می تواند موجب بی تصمیمی یا مجادلات بیهوده گردد . در این شرایط ، اختیارات ویژه راهبر می تواند سودمند و نجاتبخش باشد . هرگاه گروه دارد تصمیم نادرست یا خطرناکی می گیرد . روحیه عصبی بر تیم حاکم شده یا بحث و جدل بی هدف شکل گرفته است ، وزن و موقعیت ویژه راهبر می تواند آرامش را برقرار کند و رای قطعی و نهایی وی می تواند گروه را دوباره در مسیر درست قرار دهد.
حفاظت ازمحیط :
گاهی تیم های کوهنوردی برای اجرای برنامه ناچارند مدتی در محیط های طبیعی به سر برند . یکی از وظایف اعضای این گروه ها حفظ محیط زیست و پرهیز از دستکاری و آسیب رساندن به آن است . در این راستا سرپرست گروه نقش مهمی دارد . راهبر باید با کاربرد شیوه هایی که کمترین آسیب را به محیط طبیعی وارد می کنند ، الگوی عملی اعضای گروه باشد . شکستن و سوزاندن شاخه های تر ، لگدکوب کردن کشت و زرع مردم ، آسیب رساندن به باغها ، تخریب پرچینها ، آلوده کردن آبهای سطحی و … از جمله کارهایی هستند که به شدت باید از آنها دوری جست . سرپرست باید به کسانی که این نکات را رعایت نمی کنند تذکر داده ، مانع عملکرد زیانبار آنها شود
سرپرستی هنر وادار کردن دیگران به انجام کاری است که شما می خواهید ، به نحوی که خودشان هم همان را بخواهند . مهارتهای پایه سرپرستی عبارتنداز : برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و پایش (polc)
پرسش های کلیدی برای برنامه ریزی دقیق عبارتند از : کجا برویم ؟ کی برویم ؟ چه کاری انجام دهیم ؟ چگونه به مقصد برسیم ؟ چه چیزی برداریم ؟ چه کسانی راهمراه ببریم ؟ چند نفر ببریم ؟ اگر اتفاقی افتاد چه کنیم ؟
سرپرست یک برنامه کوهنوردی با توجه به ویژگی های خاص آن باید انعطاف پذیر و سازگار با شرایط متغیر باشد ، جاری بودن تا پایان برنامه و انطباق با تغییرات ضمن صعود را لحاظ کند و راه حل هایی برای مشکلات احتمالی ارائه دهد و سلسله اقدامات متفاوتی را برای موقعیت های مختلفی که ممکن است پدید آیند پیش پای گروه بگذارد.
سازماندهی یعنی آماده سازی اعضای گروه برای انجام کارهای ضروری در راستای اهداف گروه . سرپرست خوب کارها را میان اعضا تقسیم می کند تا خودش از اشتغال به کارهای روزمره آزاد شود و همه اعضا در فرآیند برنامه ریزی و اجرا شریک گردند . سرپرست نه تنها باید اعضا را آموزش دهد بلکه باید مطمئن شود که آموزه هایش روشن و استاندارد بوده و برای اعضا کاملاً قابل درک هستند . مثلاً در باد شدید یا نزدیک یک رودخانه خروشان ، فرمان های سرپرست ممکن است به خوبی شنیده نشده همین امر فاجعه به بار آورد . پس همه افراد گروه باید پس از شنیدن فرمان با تکرار آن یا حرکت دادن دست ، دریافت آن را اعلام نمایند.
تصمیم گیری ، ضروری ترین مهارت سرپرستی است . شما به عنوان سرپرست باید صدها تصمیم برپایه مشاهده دقیق گروه و محیط بگیرید . باید پیوسته از وضع روانی و جسمی هر یک از اعضا آگاه باشید و همزمان به تغییرات محیط توجه نمایید . البته سرپرست خوب همه تصمیم ها را خودش نمی گیرد بلکه گروه را هر چه بیشتر در تصمیم گیری شرکت می دهد . اگر بر پایه ارزیابی یا تجربه خود تصمیم به تغییربرنامه اولیه گروه می گیرید ، باید آن را به آگاهی اعضا برسانید و اگر زمان اجازه می دهد ، آن را به بحث بگذارید . البته در شرایط اضطراری یا زمانی که گزینۀ دیگری وجود ندارد ، حرف آخر را سرپرست می زند . سرپرست باید به یاد داشته باشد که نخستین و مهمترین وظیفه او تأمین امنیت تک تک اعضاست و موفقیت صعود ، لذت اعضا و سایر اهداف در درجات بعدی اهمیت جای دارند.
گرچه سرپرست کارها را تقسیم می کند ، نظارت بر انجام درست آنها با خود اوست . مثلاً سرپرست باید پیش از حرکت ، از کامل و مناسب بودن تجهیزاتی که اعضاء تدارک دیده اند مطمئن شود . در ضمن سرپرست باید با پرسش و مشاهده مستقیم پیوسته وضعیت اعضا را کنترل نماید . سرپرستی که از مشاهده دقیق اعضای گروه غفلت می کند ، ممکن است علیرغم وضع وخیم برخی از اعضاء ( خستگی ، گرمازدگی ، سرمازدگی ، … ) همچنان گروه را به پیش ببرد و در آستانه فاجعه قرار دهد . فراموش نکنیم که مهارت های چهارگانه بالا، کاملاً مجزا و منتزع از یکدیگر نیستند و در کنار یکدیگر معنی و مفهوم پیدا می کنند . مهارتهایی هست که شما را به یک راهبر نیرومند مبدل می نماید . البته این مهارتها در شهر و خانه هم به اندازه صعود ، ارزش و کارایی دارند . رفتار ضمن صعود ، کارایی ، ارتباط ، قضاوت ، تصمیم گیری ، تحمل ، خودآگاهی و بصیرت مهمترین این مهارتها هستند.
یعنی همکاری و تنش زدایی ، کار گروهی و حفظ انگیزه خود و دیگران ، حل شدن در یک گروه بسیار متنوع و … .
مثال : پس از چندین کیلومتر کوه پیمایی سنگین و خسته کننده ، نوبت برپا کردن چادر در زیر باران فرا رسیده ولی همه خسته و خیس هستند . سرپرست بر می خیزد و با گفتن لطیفه هایی سرگرم باز کردن چادر و آماده کردن تیرکها می شود.
یعنی دانش و مهارت ، سازماندهی ، مدیریت و توانمندیهای فنی
مثال : درساعات پایان شب همه به چادرها پناه برده اند تا بخوابند ولی دو تن از اعضا بلند بلند حرف می زنند و می خندند . سرپرست با آرامش ولی قاطعانه به آنها می فهماند که از ایشان در آن ساعات انتظار سکوت و استراحت دارد.
یعنی گزینش تصمیم متناسب با شرائط ، بهره گیری از تجارب موجود برای داوری درست و یاری گرفتن از نقاط قوت و دانش و مهارتهای اعضای گروه برای چیرگی بر دشواریها
مثال : جای مناسبی برای برپا کردن کمپ پیدا کرده اید اما در مورد امنیت آن تردید دارید . با اعضای با تجربه گروه مشورت می کنید و با در نظر گرفتن مطالب مطروحه ، تصمیم نهایی را خودتان می گیرید.
یعنی تاب آوردن و حتی لذت بردن از دشواری و مبارزه ، سازگار شدن با تغییرات و ناشناخته ها ، تبدیل کردن هر چالش به یک فرصت و تصمیم گیری درست و متمرکز بر هدف در شرایط پرتنش
مثال: در راه قله با واقعیت ناگوار تغییر شرایط جوی روبرو می شوید . رسیدن به هدف اصلی گروه _ صعود قله _ خالی از خطر نیست . از سوی دیگر بازگشت به شهر با دست خالی نیز نارضایتی اعضای گروه را در پی دارد . سرپرست با مرور گزینه های موجود ، مسیر را تغییر داده یکی از قلل نزدیک را _ که دارای جانپناهی مطمئن و مناسب است _ به عنوان هدف جدید گروه معرفی می کند.
یعنی مشاهده و ارزیابی امکانات موجود در هر موقعیت ، یافتن راه های برانگیختن اعضا و پیشبرد گروه ، بهره گیری از اهداف گروه به عنوان راهنمای عملکرد و ایفای نقش آغازگری
مثال : مسیر صعود به قله بسیار طولانی و خسته کننده است و اعضای گروه انگیزه ادامه کار را از دست داده اند . شما مسیر دیگری می شناسید که چشم اندازهای بدیع و زیبا و امکانات جذاب دیگری دارد . با توضیح ویژگیهای مسیر تازه و تشویق اعضا به ادامه صعود از طریق مسیر جدید می توان به هدف گروه دست یافت.
سرپرست باید تغییرات وضع هوا ، دشوار شدن مسیر و هر تغییر محیطی دیگر را که بر گروه مؤثر باشد به دقت مورد توجه قرار دهد ، سرما ، گرما ، رطوبت و باد شدید می توانند خطرناک باشند . پیش از آنکه شرایط شما را وادار به اقدام نماید ، اقدام ضروری را انجام دهید زیرا ممکن است آن هنگام ، دیر باشد . اطمینان از مناسب و کافی بودن پوشاک نفرات ، یافتن یا برپا کردن به موقع سرپناه ، پایین آوردن به موقع فرد دچار کوه گرفتگی و … از جمله این اقدامات هستند . توجه به علایم ناگفته فشار و ناراحتی در اعضای گروه و توجه بیش از پیش به وضعیت جسمی و رو
منبع: http://www.varkesh.com/
گردآوری مطالب : بکتاش خضرائی
انی خود و دیگران در هنگام وخیم شدن وضع هوا از دیگر نکات مهم و قابل توجه است زیرا در هوای نامناسب ، تمام ذخایر جسمی و روانی گروه برای عملکرد مؤثر مورد نیاز است.
بنام خدا
باسلام و احترام به اطلاع کلیه باشگاهها و گروهای کوهنوردی بیرجند
میرساند این هیات در نظر دارد در مورخه 1392/9/15 برنامه 1 روزه صعود
به قله اسفندیار را برگزار نماید لذا خواهشمند است در صورت تمایل
شرکت در برنامه فوق اسامی مقاضیان را حداکثر با تاریخ 1392/9/12 به
این هیات اعلام فرمایید.
نحوه اجرای برنامه:
1- ساعت حرکت 4 صبح روز جمعه 1392/9/15 از میدان ابوذر
2- صعود به قله از مسیر روستای اسفندیار 6 صبح
3- صرف صبحانه در مسیر صعود
4- صعود قله
5- صرف ناهار در مسیر برگشت
6- برگشت به سمت بیرجند در عصر همانروز
شرایط لازم شرکت در برنامه:
1- داشتن بیمه ورزشی سال جاری
2- داشتن توانایی لازم صعود بمدت 12 ساعت با تایید مسئول باشگاه یا گروه مربوطه
3- پرداخت مبلغ 100000 ریال به ازای هر نفر شرکت کننده
4- همراه داشتن تجهیزات لازم و 2 وعده غذایی
محمود غلامیان مقدم
رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی بیرجند