برنامه های گروه فراز تا پایان آذرماه

جهت دریافت فایل برنامه های آتی گروه به لینک زیر مراجعه کنید:


برنامه های پائیزه ی گروه فراز

ثبت نام اعضاء جدید

الا ای کوهسار، ای قله ­ی دور

الا ای صخره ­ی سرسخت و مغرور

به دامانت هزاران شاخه ­ی گل

 ز شب بو، نرگس و ناز و قرنفل

مرا ای کوه با تو الفتی هست

که مهرت کرده این سان سخت پا بست

 تو را تاجی به سر از برف سیمین

 مرا غم کرده پیشانی پر از چین

 حکایت گویت ای کوه آبشار ست

 نوای من، نوای کوهسار است



با سلام و صبح بخیر خدمت همشهریان وهموطنان عزیز

بدینوسیله به اطلاع میرساند گروه کوهنوردی فراز از ابتدای آذر ماه عضوء جدید می پذیرد

در صورت تمایل نسبت به تکمیل مدارک ذیل اقدام نمائید :


1. تکمیل فرم عضویت گروه 

2. واریز مبلغ 200.000 ریال بابت شهریه (تا پایان اسفندماه1392) به شماره حساب :   ۱۰۴۵۰۴۳۸۷ - بانک ملت

3. داشتن بیمه ورزشی


تلفن تماس : 09373954270 (16-20 عصر)


شرایط :

پس از ثبت نام و اعلام برنامه های هفتگی ، عضویت قطعی شما بررسی و در ابتدای سال 1393 اعلام خواهد شد

این 4ماه بصورت آزمایشی از همراهی شما خرسندیم .

با تشکر -مدیریت گروه

محمود غلامیان مقدم


حوض غلام کش

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم



ساعت 5:30 صبح جمعه به اتفاق دو تن ازاعضاء گروه که حرفشون حرفه و وقتی میگن ok دیگه نصف شب و دم غروب و ... نه تو کار نمیارن راهی مسیر خاکی بنددره شدیم

و باتوجه به زمانی که در اختیار داشتیم و ماشینی که نداشتیم ! تا چشمه زیربند دره پیاده رفتیم

همشهری های سهل انگاری که تمام فضای کوهستان رو صبح علی الطلوع پر زدود کرده بودن باعث شدن که 20دقه ای از فرصت در اختیار داشته رو صرف خاموش کردن تنه ی درختی بکنیم که همونطور که بد میسوخت اما خاموش بشو هم نبود ...

پس از نوشیدن آب و خوردن نون قندی و انرژی مضاعف گرفتن از کوه سمت چپی به سمت بالادست روانه شدیم ، دربه در دنبال مسیر پاکوب ومشخص شده ی این اثر باستانی

اما از اونجائی که حوصله ی همنوردا سر رفته بود و حس و حال دور زدن نداشتن یهو دیدم دره رو قطع کردن ودست به سنگ شدن و یا علی...

و جاتون خالی حوالی ساعت 7 بود که برفراز دیواره های فرو ریخته ی "حوض غلام کش" ایستاده بودیم و سکوت کوهستان و خلوتی و هوای خوب و آفتاب دلپذیر



با اینکه سنگ نوردی طاقت فرسایی بود وگاهاً ترسناک و من برای اولین بار در تاریخ 9ساله کوهنوردیم از این مسیر صعود میکردم و صد البته با این کفشا!!! بدون غرغر

اما بسیار لذت بخش بود یه همنورد جلو حرکت میکرد و مسیریابی میکرد ، یکی هم پشت سر بود حمایت و من هم در میانه رهبری میکردم



بعد تماشای شهر بی غبار از دریچه نگهبانی قلعه به طبخ صبحانه مشغول شدیم و دم گذاشتن چای ، و جاتون خالی ، چایمان تمام شده بود و یادمان برفته بود چای بذاریم در کوله ، همنورد دیگه هم بدون چای بود و این شد که صبحانه رو با آب خنک چشمه خوردیم و ساعت 8 هم به سمت پائین دست حرکت کردیم

هراس همنورد از پائین اومدن از همون مسیر رو تو چشما وکلامش میشد دید و من خیالش رو راحت کردم که نترس مسیر پاکوب هست و من که قرار کرده بودم از مسیر دست به سنگ بالادست بند دره بریم پائین کوتاه اومدم واز مسیر پاکوب قصد برگشت کردیم

و درمیانه راه ناگهان منی که اینبار جلو حرکت میکردم سرنگون شدم و چند ین قل خوردم و با شلوار پاره و پای خراشیده از سنگ و دست پر درد بعد نشستن گرد وخاکی که ایجاد کرده بودم متوقف شدم و لنگان لنگان به طی مسیر ادامه دادم

ته دل همنوردا روخالی کردن تواون شرایط اصلا به صلاح نبود ولی خدائیش بدجور زخمم میسوخت

پائین که رسیدیم آقای همسر گفت آژانس بگیرم و من گفتم هوا به این قشنگی هنوز فرصت هست بزنیم به یاد قدیمای خودم با پیوند سبز از مسیر رودخونه که خاکی هم بود طی مسیرکردیم تا میدان جماران

ساعت هنوز 9:30 نشده بود که خونه بودیم و یه روز جمعه خوب رو برای خودمون رقم زدیم، خدا رو شکر


اعضاء شرکت کننده : تکتم فکوری ، علی یوسف زاده ، هادی شاهسونی

کمپ جوزان (ویژه بانوان)

مسیر : دره دزگ-کمپ جوزان

زمان حرکت: 4/30 -میدان دانشگاه آزاد

سرپرست : خانم سلیمه آهنی(هیئت شهرستان)

اعضاء : خانمها آهنی، صالحی ، فکوری ، فرسنگی ، ابراهیمی ، ذاکری، شریفی، علیزاده، و .... (با عرض پوزش از همنوردانی که فامیلی آنها را نمی دانیم )

برگشت : قبل از ظهر

تبریک صعود


همنوردان گرامی خانمها ابراهیمی ، فرسنگی ، رجبی و ابرین صعود موفقیت آمیز شما به قله بینالود را تبریک عرض مینمائیم. با آرزوی تدوام قله  نشینی شما...


همنوردان شما در گروه کوهنوردی فراز



استخر چغرات

مسیر : دره دزگ-استخر چغرات

زمان حرکت : 5صبح

سرپرست برنامه : خانم قدسیه شریفی

اعضا: خانمها :ذاکری ، شریفی و فکوری، آقایان :یوسف زاده و شاهسونی

برگشت : ساعت 9صبح

گزارش توسط سرپرست  برنامه متعاقباً در ادامه مطلب

یاد یاران

ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم

گر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم

پیش ما یاقوت یاقوتست و گوهر گوهر است

دأب ما اینست یعنی قدر گوهر نشکنیم

هر متاعی را در این بازار نرخی بسته‌اند

قند اگر بسیار شد ما نرخ شکر نشکنیم

عیب پوشان هنر بینیم ما طاووس را

پای پوشانیم اما هرگزش پر نشکنیم

ما درخت افکن نه‌ایم آنها گروهی دیگرند

با وجود صد تبر، یک شاخ بی بر نشکنیم





آبشارهای عشاق

مسیر: عشاق -کمپ جوزان

نوع برنامه : سنگنوردی-کوهنوردی

ساعت حرکت :5صبح

سرپرست : خانم ذاکری

اعضاء:

خانمها: فکوری، شریفی، محترم،ذاکری

آقایان: انوری، کریمیان، یوسف زاده ، شاهسونی و عضو مهمان

ساعت برگشت حدود ساعت 12

گزارش  توسط سرپرست برنامه متعاقباً در ادامه مطلب


فعالیت فرهنگی





عصر یکشنبه مورخ 7/7/92 سیانس 6- سینما بهمن ؛ به اتفاق تنی چند از همنوردان به دیدن این فیلم زیبا و صد البته "تلخ" رفتیم
موقع بیرون اومدن بقول ایران جون " هیشکی حال خوبی نداشت ....."

کیله گاه-هماهنگی صعود به شاهوار

 نه بسته ام به کس دل

نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من.....


طبق قرار قبلی تمامی اعضا در ساعت مقرر در محل تعیین شده حضور پیدا کردند و همچنین بخاطر ترس از جریمه دادن بستنی بابت تاخیر مخصوصا در چنین روزیکه حدود90% اعضا گروه برای هماهنگی برنامه صعود شاهوار حضور داشتند بعضی از اعضا تیم حتی نیم ساعت قبل از ساعت تعیین شده در محل حاضر شده بودند !!!

بهرحال ساعت حدود 4:45به راه افتادیم وبعد از طی مسافتی با ماشین, به پایین گدار زرد رسیدیم مسیر ازقبل کیله گاه تعیین شده بود

پسسسسسس پیاده براه افتادیم در میانه راه گدار در تاریکی دورنمای زیبایی از روشناییهای شهر لحظاتی چشمها را خیره کرد سپس در کورسوی روشنایی نور ماه وستارگان قبل از طلوع گدار را طی کردیم ((به راستی که چه زیباست آسمان شب کویر))

زمانیکه به بالا رسیدیم یکی از زیباترین لحظاتی که هر کوهنورد میتواند تجربه کند برایمان به ارمغان آمد وآن(( لحظه طلوع آفتاب بر بلندای کوهستان است))

بعد از طی مسافتی به کمپ جوزان رسیدیم وپس از آن 3تن از اعضا گروه که در شب قبل در نزدیکی کمپ اتراق کرده بودند بما پیوستند وهمگی بسمت کیله گاه به روانه شدیم

حوالی ساعت 7-6/5تیم به محل تعیین شده رسید و بساط صبحانه برپا شد.



در زمان صرف صبحانه برنامه ریزی برای برنامه صعود قله شاهوار توسط سرپرست محترم تیم واعضا گروه انجام شد

سپس برای بازگشت به راه افتادیم 



در مسیر بازگشت طبق درخواست بعضی از اعضا تصمیم گرفته شد که مسیر را از شیب دره پایین بیاییم که این مسیر در واقع تمرینی هم بود برای سنگنوردی اعضا تیم.







بعد از پایین آمدن به سمت شهر به راه افتادیم و البته بابت جریمه قبلی یکی از اعضا بعد از خوردن بستنی همگی با هم خداحافظی کردیم.




با تشکر از نویسنده گزارش :خانم فرزانه ذاکری

میلاد کریمه اهل بیت و روز دختر رو به کلیه دخملای ناز همنورد خصوصاً آبجی های گلم تبریک عرض میکنم


تبریک


همنوردان گرامی جناب آقای ضابط و سرکار خانم ذاکری صعود موفقیت آمیز شما به  "قله سبلان" را تبریک عرض میکنیم.

گروه کوهنوردی فراز

shahvar






پ.ن: آرزو برجوانان عیب نیست...

تولدت مبارک ....


تقدیم به آبجی کوچیکه که امروز تفلدشه :

اشتباه می ‌کنند بعضی ‌ها
که اشتباه نمی ‌کنند!
بايد راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دريا می ‌رسند
بعضی هم به دريا نمی ‌رسند.
رفتن، هيچ ربطی به رسيدن ندارد!

آبشار 14 به قصد زیره چینی


















آبشارهای 14-23/01/92

بهار می آید

وقتش است عفو بگیرند

آزاد شوند

شادیهای زندانی دلت

یک وقتهای

وقت خوبی نیست برای غمگینی




















جنگل خور - 11اسفند ماه1391


بیمه ورزشی

همنورد گرامی :

بنا بر اطلاعیه‌ی فدراسيون پزشكي ورزشي؛ به استحضار مي‌رساند كه حق عضويت كميته خدمات درماني اين فدراسيون براي سال 1392 براي هر ورزشكار 80000 ريال مي‌باشد.

سقف تعهدات مالي براي درمان آسيب‌هاي ورزشي مبلغ 35.000.000 ريال بابت هزينه‌هاي بستري، 70.000.000 ريال بابت غرامت فوت، 8.000.000 ريال بابت خريد لوازم جراحي و 5.000.000 ريال بابت هزينه‌هاي فيزيوتراپي و درمان آسيب‌هاي دنداني ناشي از تروماهاي ورزشي مي‌باشند.

ورزشكاراني كه در فروردين ماه هر سال عضويت پيوسته داشته باشند از سقف تعهدات ذكرشده برخوردار خواهند شد.

مارکوه و به روایتی میاکوه


پ.ن: عکس ما روایت از شما همنورد

صعود  ویژه گرامیداشت 22 بهمن



همنوردان گرامی

بدینوسیله اعلام میگردد گروه کوهنوردی "فراز" قصددارد در مورخ 20و21و22 بهمن ماه بصورت مشترک با باشگاه کوهنوردی بلندای کوهستان و تارک به قله "هزار" کرمان صعودنماید

لذا از کلیه اعضاء تقاضامیگردد باتوجه به محدودیت ظرفیت هرچه سریعتر اعلام آمادگی نمایند.

با تشکر -مدیریت گروه

مسئولین فنی برنامه:  آقایان مهندس قباد گنجی و سیدغلامرضا موسوی

سرپرست تیم بانوان : خانم سلیمه آهنی

سرپرست آقایان     : محمود غلامیان مقدم


مراسم کله پاچه خورون در کوهستان






عکس از ما روایت از شما همنورد!!!!

بفرما قوتو


نام قلل بالای 4000 متر کرمان
 
ردیف نام قله محل قرار گیری ارتفاع پناه گاه
۱ هزار کرمان.راین ۴۵۰۱ مسیر راین دارد
۲ لاله زار کرمان.لاله زار ۴۳۵۱ ندارد
۳ کوشاه کرمان.قلعه عسکر ۴۳۴۹ ندارد
۴ پلوار کرمان.ماهان-جوشان ۴۲۳۳ ندارد
۵ سه شاخ بزرگ کرمان.جوپار-ماهان 4135 دارد
۶ بلوچی کرمان.جوپار-ماهان ۴۱۰۰ دارد
۷ گلچین کرمان.جوپار-ماهان ۴۰۹۳ دارد
۸ کیل جلال کرمان.جوپار-ماهان ۴۰۵۰ دارد
۹ سرمشگ-سرتشتک کرمان.رابر ۴۰۴۸ ندارد
۱۰ کله ماری کرمان.جوپار-ماهان 4000 دارد

 


غارهای استان کرمان:

  1. ایوب
  2. جفریز
  3. جواران
  4. چاه دریا
  5. چشمه سبز
  6. داوران
  7. دلفارد
  8. ده بکری
  9. شب پره
  10. شعیب
  11. طرنگ
  12. یخ
  13. طوطیان نوق
    نقشه تقسیمات استانی کرمان:

 

 

استان کرمان

 


هیئت کوهنوردی استان کرمان و شهرستان ها، و لینک های مرتبط:



منابع :

* 1

* 2

قله 24.9.91






جمعه 91.09.3



پ.ن: عکس از ما روایت تصویر از شما همنورد گرامی





دره فراز-جمعه 26.08.91

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟....
داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید....


باغ بی برگی خنده اش خونی است اشک آمیز.......


جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن....

پادشاه فصل ها ....پاییز....











فراز بر فراز

اصلاحیه

محل تجمع طبق پیامک ارسالی به اعضاء

4:45

میدان قدس -پاسداران

می باشد

جمعه31.6.91

ادامه نوشته

ناوبری

کلاس نقشه خوانی وکار با قطب نما طی هفته گذشته در سالن آموزش هلال احمر برگزار شد

بطور متوسط از هر تیم کوهنوری 2-1 در سطح شهرستان شرکت داشتن 

و ما همین جا اعلام می داریم از :

جناب گلرو ریاست محترم هیئت کوهنوردی استان، مسئولین هلال احمر استان ، جناب لاری دبیر هیئیت کوهنوردی استان متشکریم

استاد محترم جناب قربان زاده به جهت بسط علم و دانش نیز متشکریم

و از سرپرست محترم گروه کوهنوری فراز که اینجانبه را معرفی کرده اند هم بسی بسی متشکریم

آروشه17.6.91

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت     هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود                            گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت


قرار بود ساعت 5 صبح روز جمعه 17/6/1391 در ته بلوار پاسداران جمع شویم که من سر وقت آنجا حاضر شدم ولی از گروه خبری نبود.بعد از دو،سه دقیقه ،اقای نیکبخت و خانمشون امدند و بعد از ان یکی یکی گروه ملحق شدند اما هیچکس زیر بار بستنی  که به قرار دیر امدن اعضا گروه بود نرفتند و گروه اون روز ،سرشون بی کلاه ماند.پس از ان با دو ماشین به سمت چهار گشت حرکت کردیم .پس از پیاده شدن از ماشین ،به سمت بالا شروع به حرکت کردیم که چشممان در تاریکی شب به خرابه ی خانه ای افتاد که چند وقت پیش تازه ساخته شده بود و کسی دلیل خراب شدنش را نمی دانست (البته حدسهایی زده شد)

پس از طی حدودا" یک ساعت در مسیر،استراحتی کردیم که هم خستگی رفع کنیم و هم شیرینی قبولی خانم نیکبخت در ازمون کارشناسی ارشد رو بخوریم.(فردوسی قبول شده و شیرینیش هم چسبید)

پس از خوردن شیرینی ،در مسیر سخت و دشوار که خانم ارغوان کمی ناراحت بود از دست کفشهاشون افتادیم و دست به سنگ شدیم.به هر شکلی بود از این مسیر نیز گذشتیم

پس از ان در دلجو بابت استراحت و تر کردن گلو چند دقیقه ای را ایستادیم و پس از خوردن ابی و شستن دست و صورتی به راه مان  ادامه دادیم که به چشمه ای رسیدیم که ظاهرا" اسمی نداشت و پس از بحث و گفتگو، خانم ارغوان اسم چشمه ارغوان را برای ان انتخاب کرد.

بعلت طولانی شدن مسیر،سرپرست محترم ،از برنامه علمچه صرف نظر کرد و با حذف مسیر علمچه در اروشه برای صرف صبحانه اتراق کردیم.

در اروشه ،پس از چیدن سفره به فکر گذاشتن چایی آتشی افتادیم که من برای جمع اوری چوب مامور شدم و پس از ساختن اجاق و ایجاد آتیش ،خانم نیکبخت زحمت کشیدن و کتری چای را روی آتیش چپ کردن تا اتیش خاموش شود.که برای بار دوم آقای مسئول فنی زحمت کشیدن و چایی را اماده کردند.پس از خوردن صبحانه ، بخاطر اینکه کلاه  سرپرست گم شده بود از مسیری که امده بودیم برگشتیم(که البته کلاه را هم پیدا نکردیم).در مسیر برگشت در دلجو ،خربزه ای را که خانم ارغوان زحمتشو کشیده بودند را خوردیم.لازم به ذکر که در مسیر برگشت خانم و آقای نیکبخت خسته شده بودند و همش زیر لب می گفتند که مسیر کی تمام می شود(من اصلا" این جوری نبودم و اصلا" خسته نشده بودم،اصلا").بالاخره ساعت11:30 در جایی که صبح ماشینها رو پارک کرده بودیم از هم جدا شدیم  و دوستانی که ماشین داشتند زحمت کشیدند و گروه را تا درب منازلشان رسوندند.برنامه خوب و خوشی بود.

در پایان هم یک جمله از دکتر مصدق میارم و شما دوستان رو بخدا میسپارم:

برای رسیدن به بهشت از جهنم هم میتوان شروع کرد

نویسنده : پیمان کریمیان

حوض غلام کش- جمعه 10/6/91

قلعه كوه دره

اين قلعه كه در پنج كيلومتري شهر بيرجند واقع است و در نزد اهالي اين شهر از گذشته هاي دور به نام "حوض غلام كش" و در بين محققين به "قلعه كوه دره" شهرت دارد.

که از جنوب و شمال داراي پرتگاههاي متعدد و دست نيافتني بوده و ورود به قلعه تنها از قسمت شرقي آن امكان پذير است.

مهمترين بخش اين قلعه حوضي است كه در منتهي اليه شمال غربي قلعه و مشرف به بناي تاريخي بند دره مي باشد كه اين حوض داراي 12 ستون با ارتفاعي بين يك تا هشت متر متغير مي باشد كه سقف قستهاي سرپوشيده را حفظ مي كرده است.

با توجه به يافته هاي بدست آمده از اين قلعه مي توان آن را به بنايي متعلق به دوران ميانه اسلامي (سلجوقي) دانست.


 باتوجه به این که هماهنگ کننده  این برنامه من بودم و هدفم پیاده روی از میدان جماران بود چون هم برنامه کوتاه بود هم نیازمند بیدار شدن حس نوستالوژی 7ساله مان بودم از خواب موندن درایور های تیم بسیار خوش به حالمان شده بود

پیاده ازجماران به راه افتادیم سمت بند دره

بعد از خوردن شیرینی دامادی داداش کوچیکه و نوشیدن آب از چشمه پائین بند دره به سمت حوض غلام کش حرکت کردیم

و سرپرست طبق قراری که باخود و اعضاء گذاشته بودن قسمتی از مسیر دست به سنگ شده بودیم که حتی خود سرپرست اولین مرتبه برای شان بود

ساعت 7 بالای تپه مشرف به حوض غلام کش بودیم

به اتفاق اعضا به داخل قلعه رفتیم و سرپرست نیز مقادیری در مورد وجه تسمیه این قلعه صحبت کردن و همچنین گفتن که آجرهای این قلعه بر پشت بزهای کوهی به بالا دست هدایت شده است !

سفره صبحانه پهن شد و چای دم گذاشته شد

خوردن صبحانه صبح جمعه در کنار همنوردان لذتی دارد بسی نگفتنی اگه میخواید میتونیدبا ما همراه بشین و امتحان کنید

بعدانداختن عکس یادگاری از سمت جنوبی که نیاز به دست به سنگ شدن داشت به سمت پائین دره حرکت کردیم


دوتا درخت انجیر کوهی هم بود که بهره مند شدیم ازاین نعمت خداوندی

چشمه بنددره و تازه کردن گلو با این آب گوارا

وحرکت از سمت راست دیواره بند و رسیدن به پائین 

صحبت سرپرست درخصوص بند دره ، نشستن وخوردن شربت آلبالو و کیک

دوباره از مسیر رودخانه به سمت شهر حرکت کردیم ، عده ای از همنوردا میخواستن با اولین ماشین به سمت شهر برن که اخطار سرپرست در خصوص جریمه مالی در صورت تخطی از دستور سرپرست باعث شد منصرف بشن

افتادیم تو مسیر رودخونه و جاده خاکی

و من معتقدم قشنگترین قسمت برنامه همین لخ زدنها زیر نور آفتاب هست

صعودت روکردی ، به هدف رسیدی، و حالا داری برمیگردی ، فارق و رها از هر مسئولیت

یه جوری فراق بالی دراین لخ زدن انتهائی هست که من یکی حداقل درکش کردم


در انتهای مسیر هم مسئول فنی که دیشب زیرنور ماه خوابیده بودن و صبح ساعت 7 بیدار شدن به استقبال ما اومده و زحمت کشیدن و ما رو رسوندن به درب منازل و تقریبا ًخودشون رو ازتوبیخ سرپرست در خصوص این خواب موندن نجات دادن