اطلاعیه صعود به قله تفتان



        اطلاعیه صعود به قله تفتان


گروه کوهنوردی فراز بیرجند در نظر دارد به اتفاق یکی از گروههای دیگر در روزهای پنجشنبه و جمعه مورخه ا/12 و 92/12/2 به قله تفتان  صعود نماید.


1-متقاضیان شرکت برنامه حداکثر تا دوشنبه 28 بهمن ماه اعلام نمایند.

2-حرکت از بیرجند چهارشنبه شب - ورود به بیرجند ساعات اولیه روز شنبه سوم  اسفند

3- هزینه شرکت کنندگان بلافاصله پس از مشخص شدن تعداد نفرات و  نوع وسیله نقلیه  اعلام  خواهد  شد.

4- تجهیزات و  لوازم مورد نیار پس  از اعلام آمادگی  اعلام خواهد  شد.

5- امکان  لغو یا تعویق  برنامه وجود دارد


                                اطلاعیه2


با توجه به اعلام تعدادی از اعضای گروه مبنی بر  عدم  آمادگی   در تاریخ اعلام شده صعود به تفتان و تمایل به حضور در  تاریخی دیگر بدینوسیله باطلاع همنوردان میرساند تاریخ صعود به تفتان با توجه  به درخواست این عزیزان به بعد  موکول میگردد. با توجه به مراتب فوق  برنامه این هفته در روزهای پنجشنبه و جمعه بشرح زیر اعلام میگردد :

افزایش قدرت جسمانی و شب مانی وآموزش برپایی

کمپ زمستانی در مسیر" چنشت به رزگ"


ساعت  و  محل حرکت متعاقبا" جهت همنوردانی که

اعلام آمادگی  نمایند از طریق پیامک ارسال خواهد شد




تا قله ی نرگس در برف

امروز جمعه یک بار دیگه راهی کوه شدم . بعد از نزدیک به یک هفته بارش غیر متوالی کوه های باغران سفید پوش شده بود و هر کوهپیمایی را دعوت به حضور می کرد و مقصد اغلب کوهنوردان بیرجند قله های قوچ و نرگس و آن حوالی بود . وسایل نقلیه رانتوانستیم به دره میرک برسانیم چون مسیر یخ زده بود و امکان ادامه مسیر با ماشین وجود نداشت . بنابراین در بین راه بند  دره و دره میرک جاگذاشتیم  و پیاده به راه افتادیم . اولین مقصد مثل همیشه گدار زرد بود . گدار زردی که حالا دیگه لباس سفیدی بر تن کرده بود و از زردی تنها اسمش را به یادگار داشت.

در نگاه اول شاید به نظر برسد بالا رفتن در برف سخت تر باشد ولی اگر مسیر کوبیده نباشد و برف تازه باشد رفتن در برف راحت تر هم هست.

ادامه نوشته


                                       "  پرورگارا سپاس"



با چنین برفی فراز باغرانم آرزوست

سجده شکرآن چنانم آرزوست

قله نرگس و برفرازانم آرزوست


بارالها قدرتی ده ، من همانم آرزوست

این کلامم بود با همنوردانم آرزوست



به شکرانه این نعمت الهی در برنامه این هفته با صعود 

قله نرگس سجده شکر میگذاریم.



      گروه کوهنوردی فراز بیرجند

گزارش برنامه پیمایش یال چاربالا  بسمت مزار کوه

از چار تا مزار


مسیر دوم کوهنوردی که این بار برایم واقعا سخت بود از روستای چار تا مزار کوه بود ساعت حدود 5 و 30 از شهر راه افتادیم وسایل نقلیه را در چار مستقر کرده و به راه زدیم همان ابتدای مسیر در فضای ساکت کوچه های چار خروس خبر از بیدار باش می داد

کو چه های پیچ در پیچ را گذاراندیم و به داخل باغات رسیدیم. بر کنار استخر دقایقی تامل کردیم و در حالی که هوا روشن نبود انگار آب استخر تلاش می کردم وظیفه ی انعکاسش را حتی در هوای تاریک صبحگاهی به نحو احسن انجا م دهد .

مسر را ادامه دادیم از کنار منار چار رد شده به سمت راست و به سمت کوه پیچیدیم.  به نظر می رسید این کوه مسیر بالا رفتن ندارد ولی به هر صورت ادامه دادیم.

شیب تند بود و ارتفاع به سرعت زیاد می شد از آنجا که مسیر واضحی نبود سرپرست گروه در موارد لازم بررسی می کرد و ادامه مسیر را اعلام می نمود. گاهی باید از صخره ها بالا می رفتی و گاهی تلاش می کردی تا به هر قلوه ای بچسبی تا خود را حفظ کنی . مسیر جانانه ای بود و زیاد و تمام بشو هم نبود .

ماه نیمه ای  از لای سنگ ها سرک می کشید انگار تلاش می کرد خودش را از لای سنگ ها به ما بنمایاند و حضورش را اعلام کند. انگار در قله ایستاده است و ما را تشویق به ادامه مسیر برای رسیدن به قله می کند.

به هر صورت بالاخره به سر قله رسیدیم نفسی تازه کرده عکسی گرفتیم بیسکویتی خورده و ادامه دادیم

. مسیر طولانی و نسبتا سخت و بیشتر مسیر هم سنگی و صخره ای بود . از فراز قله می شد بند چهکند را که تا نیمه آب داشت و نیز روستای چهکند را مشاهده کرد.

خورشید انگار که امروز با ما قهر بود و اگر چه با نورش مسیر ما را روشن کرده بود ولی خود را نشان نمی داد. چاره ای نبود در نبود اشعه های مستقیمش سعی کردم صحنه هایی را شکار کنم از جمله صحنه ای که هاله ای از نور بر گرد سر سرپرست قرار گرفته بود .

و صحنه ای دیگر که حاصل یک چشمک خورشید است

زیبایی های زمین شناسی مسیر هر دفعه مرا به خود مشغول می داشت . از جمله این صحنه ها چین هایی با مقایس کوچ بودند که نشان از روزگار سختی که بر این سنگها گذشته است داشتند.

مسیر تمام شدنی نیود و هر چه ادامه می دادیم باز هم ادامه داشت ولی زیبایی ها انسان را ناخدآگاه به خود مشغول می کرد تا طولانی بودن مسیر را کمتر سخت بگیری . گاه برف و گاه سنگ و گاه صخره گاه خاک و گاه لیز و گاه بوته .

هر چه خورشید کم لطفی می کرد و رخ نمی نمود آسمان گاهگاهی از لای ابرها رنگ آبیش را نشان می داد و ترکیب سفید برف و ابرا و آبی آسمان زیبا می نمود.


و ناگهان از فراز کوه مزار کوه دیده شد .

باز هم مثل همیشه عقب مانده بودم که نمی توانستم دل از مناظر بکنم . در سر قله ای سرپرست می گوید می توانیم برای صبحانه به کلاته پرویز خان برویم ولی باید بای بین نیم ساعت تا یک ساعت اضافه برویم و یا هم مستقیم به سمت مزار کوه برویم. . تقریبا انتخاب همه با توجه به مسیر سختی که آمده اند رفتن به مزار کوه است . ولی این مسیر نیز خود طولانی است و ساعت نزدیک 10 است و هنوز از صبحانه خبری نیست .

یکی از همراهان عقب افتاده است و من هم با خیال راحت مشغول عکاسی هستم و برای همین دیر می رسیم تا می رسیم بر استخری که روزگاری ابهتی داشته است و درختانی بر گردش به خود بالیده اند و امروز خالی از هر انعکاسی دلخوش به عبور گاه و بیگاه کوهنوردان است گروه اتراق کرده و دودی و اجاقی به راه است . حالا صبحانه می چسبد . از نام کلاته می پرسم که کس نمی داند فقط می فهمم که کلاته دره بغلی سرخاب یا سرخو است.

صبحانه های بر سفره خود کلکسیونی است ولی املت سرپرست چیز دیگری است . صبحانه حسابی می چسبد.

گروه از رفتن به سر مزار منصرف می شود و از همانجا مسیر دره را در پیش می گیرند و به پایین می رویم. قدرت بوته ها انگار بر قدرت برف چربیده و گرد بوته ها از برف خالی شده است .

ابرها موی پریشان کرده و هر یک به سوی روی چرخانده اند

قله ها حالتی مخروطی دارند و گاهی دو قلو و چند قلو و گاهی تک و تنها روزگار می گذرانند.


مسیر ادامه می بابد و ناگهانم در زیر پایمان روستای هاونان نمودار می گردد . یاد م می آید چند سال پیش در این روستا زمین لغزش کرده است و بقیه هم این موضوع را یاد آور می شوند به نگاهی به اطراف آثار لغزش را می توان مشاهده نمود که مطمئنا هنوز هم در فصل های آب خیزی سال خطر آن وجود دارد.

از داخل باغستان های عمدتا عناب می گذریم و به روستای مرغ و جاده می رسیم

گروه دیگر از کوهنوردان هم به هم همزمان وارد جاده می شوند و سلامی و علیکی و خوش و بشی و تداوم مسیر. و از اینجا به بعد مسیر در داخل جاده ی خاکی و در ادامه اسفالته ادامه می یابد.

  باعبور از روستای کاسه سنگی و کنار هتل دوباره با چار می رویم و یک سفر دیگر پایان می یابد مسیر که ساده نبود.

یک سفر دیگر هم به پایان می رسد در حالی که آموختم:

کوه را باید که  بیش  از کوه  دید

در میان جسم سختش روح دید

قله را باید  که  بیش از قله دید

پله هایی سوی آن بی پله دید

برف را باید که بیش از برف دید

از میان  دانه هایش  حرف چید

سنگ را باید که بیش از سنگ دید

با نگاهی تازه صد ها رنگ دید

بوته را باید که بیش از بوته دید

عمق وی را با سکوت غوطه دید

سبزه را باید که بیش از سبزه دید

شاخ و برگش را  نشان  غمزه دید

آب جو را بیش از یک جوی دید

رهسپاری بر سر آن کوی  دید

خاک را باید که بیش از خاک دید

خاکیان را سوی هفت افلاک دید

در درخت یکه باید شور دید

شور را در شاخه ها مستور دید

خویش را در قله باید نور دید

ذره ای نزدیک آن منظور دید


نویسنده گزارش : محمود مسعودی وبلاگ عکاسخانه


نکاتی برای اعضای گروه


نکاتی ضروری جهت اعضای گروه:

ادامه نوشته

اعلام برنامه هفتگی گروه:



           برنامه این هفته جمعه 92/11/4 :


   پیمایش یال چار بالا به سمت مزار کوه


                  تجمع و حرکت: 5/15  از میدان جماران


                            سرپرست :  غلامیان