تبليغاتX
The Birjand Cove Group Faraz

The Birjand Cove Group Faraz
گروه کوهنوردی فراز بیرجند
آخرين مطالب

یادمه زمان کودکی شنیده بودم دره ای زیبا و بکر در انتهای مسیر بند دره وجود دارد. سرانجام برای اولین بار توانستم در سن 10 سالگی به اتفاق دوستان هم سن و سالم که به یک برنامه کوهنوردی رفته بود به این آرزو برسم. هرچند مسیر رفتن نسبت به سن و سال و امکاناتی که داشتیم برایمان سخت بود ولی انگار به بهشت پا نهاده بودیم . از سویی صدای غلت زدن آب کف دره و ازطرفی دیگر چحچه هزار دستان و دیگر پرندگان باور مان نمی شد در حاشیه کویر با پیاده روی چندساعته از شهر چنین بهشتی پنهان باشد.

از آن ببعد در تمام فصول که هر فصلی زیبایی خاص خود را دارد به همراه دوستان همنورد خود سعی نمودیم مسیر خود را بنحوی قرار دهیم که از این دره دیداری کرده باشیم و هر هفته شاهد عبور کوهنوردان دوستدار طبیعت از این مسیر باشیم.

تا اینکه چند روز پیش به امید دیدن جذابیتها و سکوت و آرامش مخصوص منطقه به اتفاق بچه های گروه همان مسیر را انتخاب کردیم. ناگهان بعداز طلوع آفتاب به یکباره صدایی مثل پتکی که بر سرمان فرود آید همگی را گیج و مبهوت کردو نگران به یکدیگر نگاه کردیم و مشاهده کردیم دستگاه قول بی شاخ و دمی آهنی بنام پیکور مشغول خراشیدن ارتفاعات دره می باشد که نه تنها خراشی به پیکر کوه بلکه خنجری بر دل همه همنوردان زده شد.    "  بله احداث جاده دزگ به بند دره" 

بر همه مسلم و تداعی گردید که با احداث این راه بجای سرسبزی برگهای باغات و درختان غبار و دودناشی از تردد وسایل نقلیه که راهشان باز شده و کمر به نابودی طبیعت بسته اند مشاهده خواهد شد . بجای شنیدن صدای آب چشمه ها و رودخانه صدای بوق ناهنجار و ترمز واگزوز موتورسیکلتها را خواهند شنیدو دیگر صدای هیچ بلبل هزاردستانی و پرنده ای بگوش نخواهد رسید.

آیا براستی احداث جاده و تخریب طبیعت ارزش از دست دادن این همه زیبایی را خواهد داشت. آیا جایی برای فرار از زندگی ماشینی باقی خواهیم گذاشت و از این نعمت خداوندی طبیعت اثری برای فرزندانمان باقی میگذاریم.

آیا " دره دزگ" دزگ خواهدبود!!!

                                        محمود غلامیان مقدم

[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 14:31 ] [ محمود غلامیان مقدم ]

نام درکه و دربند را بسیار شنیده ایم. آنها درست به پایتخت چسپیده اند و مانند هر چیز دیگری که به پایتخت مربوط است نامشان در بوق و کرنا شده است. زیبایند اما درست همین نزدیکیها، غوغایی دیگر به پاست. دربند و درکه حتی به گرد پای آن هم نمی رسند.

آری، اینجا شمخال است، بهشت ایران، بهشت خراسان. واردش که شوید یا باید تا انتها بروید یا باید برگردید، گزینه دیگری ندارید. دره شمخال با شیبی ملایم از روستایی با همین نام شروع می شود. چشمه سارهای متعدد، آبشارهای زیبا، درختان سر به فلک کشیده، جریان آب زلال، دیواره های عظیم و پر صلابت صخره ای تنها بخشی از جذابیتهای دره است. دالانها، حمامها و غارگونه ها بسیار اند و وصف ناپذیر. خنکای دره، نوای گوشنواز آب و نسیم دل انگیز، روح را می نوازد؛ درون را آرام و چشم ها را خیره می کند. این شکوه، زیبائی و صلابت، فسون گری طبیعت با روح است. باید خود را رها کرد، توهمی در کار نیست، خود حقیقت است.

دره از درون پارک ملی تندوره به پیش می رود و بعد از حدود 12 کیلومتر دو آب سرد شمخال و کمی گرمتر دره دیگری با نام دره دُر بادام به هم می رسند. از اینجا به بعد دره کمی باز می شود و رود دورنگر شکل می گیرد. رود درونگر با حجم آب زیاد به سمت روستای محمدتقی بیگ و شهرستان درگز سرازیر می شود. شش، هفت ساعت گذشته است. خسته اید اما مبهوت همه آن زیبایی هایی که پشت سر جا گذاشته اید. دره پایان می یابد و به ناگاه دشتی وسیع را نظاره گر خواهید بود. اینک همان آب که تا لحظاتی پیش، پاهایت را نوازش می داد باید باغهای میوه، یونجه زارها و شالیزارها را سیراب کند و بر لبان مردمی سخت کوش خنده بکارد. راز استقبال گرم از دره نوردان را باید در این گشاده دستی طبیعت جستجو کرد.

موقعیت جغرافیایی:
65 کیلومتری شمال شهر قوچان، استان خراسان رضوی. ابتدای آن در حوزه شهرستان قوچان است و انتهای آن در حوزه شهرستان درگز.

دسترسی:
در میدان فلسطین قوچان، سواری های شخصی علاقه مندان را به روستای شمخال می رسانند و در صورت هماهنگی دوباره از انتهای دره به قوچان بر می گردانند. جاده تا روستای شمخال آسفالته است و از تونل بلند باجگیران عبور می کند.

طول دره: از روستای شمخال تا درونگر، حدود 18 کیلومتر است (با استناد با تابلوی نصب شده در ابتدای مسیر).

ارتفاع دیواره دو طرف دره: در بلندترین نقاط تا 200 متر هم برآورد شده است.

لوازم سفر و توصیه های دیگر:
بهتر است به گونه ای برنامه ریزی کنید که شب را در مسجد روستای شمخال یا ابتدای دره نزدیک حمام اول، درون چادر اقامت کنید و فردا مسیر را ادامه دهید. همچنین 3 سوئیت اجاره ای تقریبا در ابتدای دره وجود دارد. کفش با زیره سفت و محکم بیشتر به کار می آید. شبهای آن سرد است. در روزهای آفتابی و در نیمه دوم مسیر به عینک آفتابی و کلاه آفتاب گیر نیاز دارید اما ضروری نیست. چون لباسها در طول مسیر خیس می شوند حداقل به یک شلوار یا شلوارک راحت برای خواب شب نیاز دارید. لطفا زباله های خود را در طبیعت رها نکنید.

پوشش گیاهی:
گردو، انجیر، زردآلو، چنار، بید، سپیدار، تمشک، موسیر، آنوخ (کاکوتی)، چریش، هفشان، گون، ریخوک، زرشک، گژی (زالزالک) و سدها گیاه وحشی و دارویی دیگر.

وجه تسمیه:
شمخال نام یک نوع تفنگ قدیمی و دست ساز و قوی به زبان کردی کرمانجی بوده است. کردی کرمانجی ضرب المثلی دارد به این مضمون که “مگر تیر شمخال به تو خورده است”. این ضرب المثل برای افرادی به کار می رود که در واکنش به یک اتفاق نه چندان مهم، گریه و ناله بسیار سر می دهند:

مه گه گللا شمخال له ته که تی یه

منبع :+

 

 

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 12:58 ] [ ارغوان ]

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند                        چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بدست        چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته اند بزر                                که جز نکوئی اهل کرم نخواهد ماند

"حافظ"

در جمعه ای بهاری ، سحرگاهان بار دیگر گرد هم می آییم تا بسوی کوهستان زیبا روانه شویم . هوا مطبوع است و عطر گل های یاس به مشام می رسد . به سوی بند دره حرکت را آغاز می کنیم ، در مکانی مناسب ماشین ها را پارک می کنیم و به راه می افتیم . کوهستان ، سرسبزتر از گذشته است و بند ، پر از آب . جمعیت مشتاقان طبیعت هم شاید به همین دلیل فزون گشته است . 

و ما عبور می کنیم از جاده ی لحظه ها ...

 


ادامه مطلب
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:57 ] [ لیلی علیزاده ]

برنامه ی این هفته کوهپیمایی در منطقه ی حفاظت شده ی آرک واقع در ۷۰ کیلومتری شمال شرق بیرجند بود که با حضور ۱۷ نفر از اعضای گروه برگزار شد .

گزارش تصویری برنامه را در ادامه ی مطلب مشاهده کنید .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:46 ] [ محمود غلامیان مقدم ]

سپاسگزار همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:56 ] [ لیلی علیزاده ]

الف در روز

بوسيله ساعت مچي و خورشيد

بوسيله سايه چوب

ب در شب

بوسيله ستاره قطبي

بوسيله هلال ماه


ادامه مطلب
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:24 ] [ راحیل ابراهیمی ]

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند      آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی               باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می رود         تا آن زمان که پرده برافتد چها کنند

گر سنگ ازین حدیث بنالد عجب مدار    صاحبدلان حکایت دل خوش دوا کنند

"حافظ"

شامگاه پنجشنبه است و هوا ، معطر از بارش باران . با خورشید که تا لختی دیگر ، چادر شب بر سر می کشد بدرود می گویم و در انتظار تلالو ماه و ستارگان درخشنده ، آسمان را به نظاره می نشینم . هر روز اوضاع این چنین می گذرد . موجودات زیبا ، گیاهان خودرو و پرندگان مست آوازه خوان را در دامانم ماوا می دهم و پناهگاهی امن فراهم می آورم تا برویند ، بیاسایند و زندگی کنند . اما انتظاری زیبا در شامگاه پنجشنبه به سویم می آید . انتظار ملاقاتی که صبحگاه جمعه به وقوع می پیوندد و فرزندانم ، این دلباختگان کوهستان، را به سویم می کشاند .


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:24 ] [ لیلی علیزاده ]
رای ما در وبلاگ رسمی صعود قلم : قله باغران
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:16 ] [ لیلی علیزاده ]

 

مرگ رنگ

رنگي كنار شب

بي حرف مرده است .

مرغي سياه آمده از راه هاي دور

مي خواند از بلندي بام شب شكست .

سر مست فتح آمده از راه

اين مرغ غم پرست .

در اين شكست رنگ

از هم گسسته رشته هر آهنگ .

تنها صداي مرغك بي باك

گوش سكوت ساده مي آرايد

با گوشواره پژواك .

مرغ سياه آمده از راه هاي دور

بنشسته روي بام بلند شب شكست

چون سنگ، بي تكان .

لغزانده چشم را

بر شكل هاي در هم پندارش .

خوابي شگفت مي دهد آزارش :

گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب .

در جاده هاي عطر

پاي نسيم مانده ز رفتار

هر دم پي فريبي، اين مرغ غم پرست

نقشي كشد به ياري منقار

بندي گسسته است

خوابي شكسته است

رؤياي سرزمين

افسانه شگفتن گلهاي رنگ را

از ياد برده است .

بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد

رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 22:34 ] [ لیلی علیزاده ]

بهترین چراغ قوه برای کوهنوردی چراغی است که بر روی سر یا کلاه کاسک نصب می شود. و به کاربر اجازه می دهد تا آزادانه از دست های خود استفاده کند. امروزه تولید کنندگانی به صورت تخصصی نسبت به ساخت آن ها برای کوهنودری اقدام می کنند و تنوع در نوع استفاده و شکل آن ها بسیار است.می توان چراغ های پیشانی را در چندین دسته تخصصی مشاهده کرد، به عنوان مثال: کوهنوردی-غار نوردی-صنعتی-دو کوهستان-امداد و نجات-چراغ های پیشانی اضطراری.

برای همه آن ها زمان تابش مشخصی با باتری استاندارد و در سطوح مختلف نوردهی تعیین شده، از این رو شما می توانید نسبت به برنامه مورد نظر به لحاظ داشتن شرایط اضطراری باتری به مقدار لازم همراه داشته باشید. تولید کنندگان معتبر این زمان تابش را به دقت در شرایط مشابه کوه نوردی در آزمایشگاه و سپس در شرایط واقعی می سنجند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 23:3 ] [ راحیل ابراهیمی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

با سلام به همه شما دوستداران کوه و طبیعت کوهستان وبلاگی که مشاهده می فرمایید مربوط به برنامه های اجرا شده و آینده گروه فراز بیرجند بوده و خوشحال میشویم با ارائه نظرات و مطالب خود ما را در بروز رسانی مطالب یاری نموده و قدمی در راه پیشرفت این ورزش برداشته شود . لازم بذکر است مطالب ارسالی تان بنام خودتان در وبلاگ درج خواهد شد .
سرفراز باشید - محمود غلامیان
برچسب‌ها وب
امکانات وب
بک لینک فا